پرش به محتوا

رضایت خداوند از ابلاغ ولایت

از ویکی غدیر
رضایت خداوند از ابلاغ ولایت
رضایت خداوند از ابلاغ ولایت
مشخصات فراز
موضوعرضایت خداوند از ابلاغ ولایت و پیوند آن با آیه ابلاغ و آیه اکمال
مفاهیمرضایت الهی؛ ابلاغ ولایت؛ آیه ابلاغ؛ آیه اکمال.
منابع و پیوندها
آیاتمائده: ۳؛ مائده: ۶۷
روایاتپیامبر صلی الله علیه وآله: «... وَ کُلُّ ذَلِکَ لَا یَرْضَی اللهُ مِنِّی إِلَّا أَنْ أُبَلِّغَ مَا أَنْزَلَ اللهُ إِلَیَّ فِی حَقِّ عَلِیٍّ...»

رضایت الهی در گرو ابلاغ ولایت در خطبه غدیر به عبارت کُلُّ ذَلِکَ لَا یَرْضَى اللَّهُ مِنِّی إِلَّا أَنْ أُبَلِّغَ مَا أَنْزَلَ إِلَیَّ؛ با همه اینها، خداوند از من راضی نمی‌شود مگر آنکه آنچه را بر من نازل کرده است ابلاغ کنم اشاره دارد. پیامبر صلی الله علیه و آله این سخن را پس از یادکرد مخالفت‌ها و آزارهای منافقان و پیش از تلاوت آیه تبلیغ بیان می‌کند.[۱]

فراز، رضایت خداوند از پیامبر را به انجام کامل مأموریت ابلاغ پیوند می‌دهد. این مفهوم با عبارت رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا؛ اسلام را به‌عنوان دین برای شما پسندیدم(مائده:۳) مرتبط است، اما این دو عبارت یکسان نیستند: جمله نخست درباره انجام وظیفه پیامبر است و عبارت دوم، رضایت و انتخاب اسلام کامل‌شده برای امت را بیان می‌کند.

عنوان و متن فراز

عنوان کنونی صفحه، «رضایت خداوند از ابلاغ ولایت»، معنای کلی فراز را منتقل می‌کند؛ اما رابطه شرطی موجود در عبارت را نشان نمی‌دهد. عنوان «رضایت الهی در گرو ابلاغ ولایت در خطبه غدیر» دقیق‌تر است؛ زیرا روشن می‌کند رضایت مورد بحث، به انجام مأموریت ابلاغ وابسته دانسته شده است.

متن فراز در نقل الاحتجاج چنین است:

وَکُلُّ ذَلِکَ لَا یَرْضَى اللَّهُ مِنِّی إِلَّا أَنْ أُبَلِّغَ مَا أَنْزَلَ إِلَیَّ، ثُمَّ تَلَا صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ: یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ ـ فِی عَلِیٍّ ـ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ؛ با همه اینها، خداوند از من راضی نمی‌شود مگر آنکه آنچه را بر من نازل کرده است ابلاغ کنم. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله تلاوت کرد: ای پیامبر! آنچه از سوی پروردگارت ـ درباره علی ـ بر تو نازل شده است ابلاغ کن؛ و اگر چنین نکنی رسالت او را نرسانده‌ای، و خدا تو را از مردم نگاه می‌دارد.[۲]

تعبیر «کلّ ذلک» به مطالب پیشین بازمی‌گردد: آگاهی پیامبر از کمی پرهیزگاران، فراوانی منافقان، فساد گناهکاران، نیرنگ مسخره‌کنندگان، آزارهای آنان و خودداری پیامبر از معرفی علنی مخالفان. معنای جمله آن است که مدارا با اشخاص و تحمل دشواری‌ها جای انجام فرمان ابلاغ را نمی‌گیرد.

رضایت الهی و انجام مأموریت پیامبر

در این فراز، رضایت الهی نتیجه اطاعت پیامبر از فرمانی مشخص است. پیامبر با وجود شناخت واکنش مخالفان، مأمور بود پیام ولایت را آشکارا به حاضران برساند. بنابراین، محور سخن نه احساس شخصی مخاطبان، بلکه امتثال فرمان الهی است.

کاربرد «رضایت» درباره خداوند در زبان کلامی به پسندیدن و پذیرفتن فعلِ مطابق فرمان الهی بازمی‌گردد، نه تغییر حالت عاطفی در ذات خدا. بر این اساس، عبارت خطبه جایگاه ابلاغ ولایت را در مأموریت پیامبر بیان می‌کند: این فرمان باید اجرا شود تا تکلیف الهی به‌طور کامل ادا گردد.

این معنا با جمله‌های بعدی خطبه نیز هماهنگ است که پیامبر مردم را به اطاعت از فرمان پروردگار فرا می‌خواند و امیرالمؤمنین علیه السلام را ولی و امام پس از خود معرفی می‌کند.[۳]

ارتباط با آیه تبلیغ

آیه تبلیغ در متن خطبه بلافاصله پس از جمله مربوط به رضایت الهی آمده است:

یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ؛ ای پیامبر! آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده است ابلاغ کن؛ و اگر چنین نکنی رسالت او را نرسانده‌ای، و خدا تو را از مردم نگاه می‌دارد(مائده:۶۷)

سه بخش آیه با موضوع مدخل ارتباط مستقیم دارند:

  1. فرمان ابلاغ: مأموریت با فعل امر «بَلِّغ» بیان شده است؛
  2. اهمیت مأموریت: ترک آن با نرساندن رسالت مقایسه شده است؛
  3. تضمین الهی: عبارت «وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ» حمایت الهی در برابر واکنش مردم را یادآور می‌شود.

در نقل خطبه، این آیه درباره امیرالمؤمنین علیه السلام خوانده شده است. شماری از منابع تفسیری و تاریخی اهل‌سنت نیز گزارش‌هایی درباره ارتباط آیه با امیرالمؤمنین یا واقعه غدیر نقل کرده‌اند.[۴] جزئیات اسناد و اختلاف دیدگاه‌ها درباره شأن نزول، موضوع مدخل مستقل آیه تبلیغ است.

تفاوت با «رضیت لکم الإسلام دیناً»

آیه سوم سوره مائده می‌فرماید:

الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا؛ امروز دین شما را برایتان کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به‌عنوان دین برای شما پسندیدم(مائده:۳)

در بخش دیگری از نقل خطبه غدیر، پیامبر صلی الله علیه و آله اکمال دین، اتمام نعمت و رضایت به اسلام را با نصب امیرالمؤمنین علیه السلام مرتبط می‌کند و سپس می‌فرماید خداوند دین مردم را با امامت او کامل کرده است.[۵]

بااین‌حال، میان دو کاربرد «رضایت» باید تفاوت گذاشت:

  • لَا یَرْضَى اللَّهُ مِنِّی إِلَّا أَنْ أُبَلِّغَ درباره تکلیف پیامبر و لزوم ابلاغ است؛
  • رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا درباره دین کامل‌شده و پسندیده‌شده برای امت است.

این دو مفهوم در ساختار خطبه مکمل یکدیگرند: انجام مأموریت از سوی پیامبر و نتیجه آن برای ساختار دین و امت.

رضایت خدا در برابر مخالفت مردم

قرارگرفتن عبارت مورد بحث پس از گزارش آزار منافقان نشان می‌دهد پیامبر رضایت الهی را بر واکنش مخالفان مقدم دانسته است. نگرانی از کارشکنی، سبب ترک یا کاهش محتوای مأموریت نشد و فرمان ابلاغ به‌صورت عمومی اجرا گردید.

این تقابل را نباید به معنای بی‌اهمیت‌بودن تدبیر اجتماعی دانست. متن پیشین خطبه از مدارا، نام‌نبردن مخالفان و بزرگواری پیامبر سخن می‌گوید؛ اما در عین حال، اصل پیام ولایت بدون تغییر اعلام می‌شود. بدین ترتیب، خطبه میان روش برخورد با مخالفان و محتوای غیرقابل‌تغییر مأموریت تفاوت می‌گذارد.

از این فراز می‌توان سه نتیجه مستقیم به دست آورد:

  1. هدف پیامبر در اعلان ولایت، اطاعت از فرمان الهی بود؛
  2. مخالفت یا رضایت اشخاص، معیار تغییر مأموریت قرار نگرفت؛
  3. رضایت الهی با ابلاغ کامل آنچه نازل شده بود پیوند یافت.

نتایج گسترده‌تر کلامی، مانند داوری درباره مشروعیت مدعیان امامت، تحلیل شارحان است و باید از دلالت مستقیم همین جمله جدا گزارش شود.

هشدار درباره پیشوایان دعوت‌کننده به آتش

نسخه پیشین مدخل، عبارت دیگری از خطبه را نیز به موضوع رضایت الهی مرتبط کرده بود:

مَعَاشِرَ النَّاسِ، إِنَّهُ سَیَکُونُ مِنْ بَعْدِی أَئِمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ لَا یُنْصَرُونَ؛ ای مردم! پس از من پیشوایانی خواهند بود که به‌سوی آتش دعوت می‌کنند و در روز قیامت یاری نمی‌شوند.[۶]

این هشدار در بخش متأخرتری از خطبه آمده و جمله بعدیِ عبارت «لا یرضى الله منی» نیست. ارتباط آن با موضوع مدخل از این جهت است که خطبه، در برابر امامت منصوب از سوی خدا، از پیشوایی‌های مخالف نیز سخن می‌گوید. بنابراین، آوردن آن به‌عنوان شاهد تکمیلی مناسب است، اما نباید بخشی از همان فراز یا نتیجه لفظی مستقیم آن معرفی شود.

جمع‌بندی

عبارت «لا یرضى الله منّی إلا أن أبلّغ» در خطبه غدیر، رضایت الهی را به انجام کامل مأموریت ابلاغ ولایت پیوند می‌دهد. این جمله پس از گزارش مخالفت‌ها و پیش از تلاوت آیه تبلیغ آمده و نشان می‌دهد مدارا با مخالفان مانع اجرای فرمان نشد. در بخش دیگری از خطبه، آیه اکمال و عبارت «رضیت لکم الإسلام دیناً» با امامت امیرالمؤمنین علیه السلام مرتبط شده است. دو کاربرد رضایت، مکمل ولی متمایزند: نخست درباره وظیفه پیامبر و دوم درباره دین کامل‌شده برای امت.

جستارهای وابسته

• آیه تبلیغ   • آیه اکمال   • درخواست معافیت از ابلاغ ولایت در خطبه غدیر

پانویس

  1. ↑ الاحتجاج، ج۱، ص۷۳–۷۴؛ متن کتاب.
  2. ↑ الاحتجاج، ج۱، ص۷۴؛ البرهان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۲۳۱.
  3. ↑ الاحتجاج، ج۱، ص۷۴–۷۵.
  4. ↑ فتح القدیر، ج۲، ص۶۰؛ الدر المنثور، ج۲، ص۲۹۸؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۲۳۷؛ شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۵۰–۲۵۲؛ عمدة القاری، ج۱۸، ص۲۰۶؛ التفسیر الکبیر، ج۱۲، ص۴۹؛ غرائب القرآن، ج۲، ص۶۱۶؛ الفصول المهمة، ص۴۲؛ ینابیع المودة، ص۲۸۳ و ۲۹۷. نسخه پیشین مدخل همچنین از مفتاح النجاء، الکشف و البیان، توضیح الدلائل، مودّة القربی، السبعین فی مناقب امیرالمؤمنین علیه السلام و المناقب الثلاثة یاد کرده بود.
  5. ↑ الاحتجاج، ج۱، ص۷۶؛ متن کتاب.
  6. ↑ الاحتجاج، ج۱، ص۷۸؛ متن کتاب.

منابع

  • الاحتجاج؛ احمد بن علی طبرسی، تحقیق: محمدباقر موسوی خرسان، مشهد: نشر المرتضی، ۱۴۰۳ق.
  • البرهان فی تفسیر القرآن؛ سید هاشم بحرانی، قم: مؤسسه بعثت، ۱۴۱۶ق.
  • الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور؛ جلال‌الدین سیوطی، بیروت: دارالفکر، ۱۴۰۳ق.
  • تاریخ مدینة دمشق؛ علی بن حسن ابن‌عساکر، تحقیق: عمرو بن غرامه عمروی، بیروت: دارالفکر، ۱۴۱۵ق.
  • التفسیر الکبیر؛ فخرالدین رازی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
  • شواهد التنزیل لقواعد التفضیل؛ حاکم حسکانی، تحقیق: محمدباقر محمودی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۴۱۱ق.
  • فتح القدیر؛ محمد بن علی شوکانی، دمشق: دار ابن‌کثیر، ۱۴۱۴ق.
  • الفصول المهمة فی معرفة الأئمة؛ علی بن محمد ابن‌صباغ مالکی، قم: دارالحدیث، ۱۴۲۲ق.
  • غرائب القرآن ورغائب الفرقان؛ نظام‌الدین نیشابوری، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۶ق.
  • عمدة القاری شرح صحیح البخاری؛ بدرالدین عینی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.
  • ینابیع المودة لذوی القربی؛ سلیمان بن ابراهیم قندوزی، قم: اسوه، ۱۴۲۲ق.