درخواست معافشدن از خداوند برای ابلاغ ولایت
درخواست معافیت از ابلاغ ولایت ناظر به عبارت وَسَأَلْتُ جَبْرَئِیلَ أَنْ یَسْتَعْفِیَ لِی عَنْ تَبْلِیغِ ذَلِکَ إِلَیْکُمْ در یکی از نقلهای خطبه غدیر است. در این نقل، پیامبر صلی الله علیه و آله پس از معرفی امیرالمؤمنین علیه السلام بهعنوان برادر، وصی، خلیفه و امام پس از خود و یادکرد آیه ولایت، از جبرئیل میخواهد برای معافیت ایشان از ابلاغ این موضوع وساطت کند.[۱]
متن خطبه علت این درخواست را کمی پرهیزگاران، فراوانی منافقان، فساد گناهکاران و نیرنگ مسخرهکنندگان اسلام معرفی میکند. در ادامه همان نقل، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمان الهی را ابلاغ میکند و آیه تبلیغ را میخواند؛ بنابراین، درخواست معافیت به انجامنشدن مأموریت نینجامیده است.[۲]
عنوان و ترجمه دقیق فراز
عنوان کنونی صفحه، «درخواست معافشدن از خداوند برای ابلاغ ولایت»، از نظر فارسی سنگین و از نظر معنایی مبهم است. در عبارت عربی، پیامبر صلی الله علیه و آله از جبرئیل میخواهد برای ایشان درخواست معافیت کند؛ خداوند مخاطب مستقیم جمله نیست، هرچند درخواست جبرئیل طبیعتاً از پیشگاه الهی است. ازاینرو، عنوان دقیقتر و کوتاهتر مدخل «درخواست معافیت از ابلاغ ولایت در خطبه غدیر» است.
متن فراز چنین است:
وَسَأَلْتُ جَبْرَئِیلَ أَنْ یَسْتَعْفِیَ لِی عَنْ تَبْلِیغِ ذَلِکَ إِلَیْکُمْ أَیُّهَا النَّاسُ، لِعِلْمِی بِقِلَّةِ الْمُتَّقِینَ وَکَثْرَةِ الْمُنَافِقِینَ وَإِدْغَالِ الْآثِمِینَ وَخَتْلِ الْمُسْتَهْزِئِینَ بِالْإِسْلَامِ؛ ای مردم! از جبرئیل خواستم برای معافیت من از ابلاغ این موضوع به شما درخواست کند؛ زیرا از کمی پرهیزگاران، فراوانی منافقان، فساد گناهکاران و نیرنگ مسخرهکنندگان اسلام آگاه بودم.[۳]
«استعفا» در این عبارت بهمعنای درخواست معافیت از انجام مأموریت است، نه طلب آمرزش. بنابراین، تعبیر «درخواست عفو» برای عنوان مدخل دقیق نیست.
علت درخواست در متن خطبه
خودِ فراز چهار زمینه را برای درخواست پیامبر صلی الله علیه و آله بیان میکند:
- کمی پرهیزگاران: قِلَّةِ الْمُتَّقِینَ؛
- فراوانی منافقان: کَثْرَةِ الْمُنَافِقِینَ؛
- فساد گناهکاران: إِدْغَالِ الْآثِمِینَ؛
- نیرنگ مسخرهکنندگان اسلام: خَتْلِ الْمُسْتَهْزِئِینَ بِالْإِسْلَامِ.
این توضیح نشان میدهد که نگرانی یادشده در نقل خطبه، ناظر به واکنش مخاطبان و پیامدهای اجتماعی ابلاغ بوده است. در ادامه فراز، پیامبر از آزارهای پیشین، نسبت «گوشبودن» به او و امکان معرفی مخالفان سخن میگوید؛ بااینحال، نام شخص معینی در متن این قسمت ذکر نشده است.[۴] انتساب مخالفتها به اشخاص مشخص، متعلق به گزارشهای روایی و تحلیل شارحان است و باید از متن مستقیم خطبه تفکیک شود.
اشارات قرآنی فراز
در این بخش از نقل خطبه، چند تعبیر قرآنی بهکار رفته یا یادآوری شده است.
گفتار زبانیِ ناسازگار با درون
عبارت یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مَا لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ با آیه ۱۱ سوره فتح ارتباط دارد:
یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مَا لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ؛ با زبانهای خود چیزی میگویند که در دلهایشان نیست
(فتح:۱۱)
آیه در سیاق عذرخواهی بازماندگان از همراهی پیامبر نازل شده است. کاربرد تعبیر آن در خطبه، رفتار دوگانه مخاطبانی را توصیف میکند که سخن ظاهری آنان با باور درونیشان هماهنگ نیست.[۵]
کوچکشمردن سخنی بزرگ نزد خدا
تعبیر یَحْسَبُونَهُ هَیِّناً وَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِیمٌ از آیه ۱۵ سوره نور گرفته شده است:
وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِکُمْ مَا لَیْسَ لَکُمْ بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَیِّنًا وَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِیمٌ؛ با دهان خود چیزی میگفتید که به آن آگاهی نداشتید و آن را آسان میپنداشتید، در حالی که نزد خدا بزرگ بود
(نور:۱۵)
این آیه در قرآن در سیاق ماجرای افک قرار دارد. استفاده از بخشی از آن در خطبه، برای توصیف سبکشمردن آزار و تمسخر بهکار رفته است و بهتنهایی بهمعنای یکیبودن رخداد افک با مخالفتهای غدیر نیست.[۶]
در منابع تفسیری اهلسنت، آیات افک غالباً درباره اتهام به عایشه گزارش شدهاند.[۷] برخی آثار روایی شیعه، گزارش دیگری درباره اتهام به ماریه قبطیه نقل کردهاند.[۸] اختلاف این گزارشها درباره شأن نزول آیات افک، از موضوع اصلی این مدخل جداست و شرح تفصیلی آن در اینجا موجب خروج از موضوع میشود.
نسبت «گوشبودن» به پیامبر
در ادامه نقل الاحتجاج، پیامبر صلی الله علیه و آله به کسانی اشاره میکند که بهسبب همراهی و توجه ایشان به امیرالمؤمنین علیه السلام، او را «اُذُن» مینامیدند. سپس بخشی از آیه ۶۱ سوره توبه یاد میشود:
وَمِنْهُمُ الَّذِینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَیَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَیْرٍ لَکُمْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَیُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِینَ؛ برخی از آنان پیامبر را آزار میدهند و میگویند او گوش است؛ بگو گوش خیر برای شماست، به خدا ایمان دارد و مؤمنان را باور میکند
(توبه:۶۱).[۹]
آیه تبلیغ و قطعیشدن مأموریت
در ادامه خطبه، پس از بیان نگرانی از مخالفتها، فرمان ابلاغ با آیه تبلیغ تأکید میشود:
یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ؛ ای پیامبر! آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده است ابلاغ کن؛ و اگر چنین نکنی رسالت او را نرساندهای، و خدا تو را از مردم نگاه میدارد
(مائده:۶۷)
بر پایه این ترتیب، درخواست معافیت مرحلهای پیش از تأکید نهایی بر ابلاغ است. خطبه نیز با اعلان ولایت ادامه مییابد؛ بنابراین، این درخواست را نباید به خودداری پیامبر از اجرای فرمان تفسیر کرد.
تحلیل کلامی درخواست
شارحان شیعه این فراز را نه نشانه تردید پیامبر در فرمان الهی، بلکه گزارشی از دشواری اجتماعی مأموریت دانستهاند. پیامبر از واکنش مخالفان و تأثیر آن بر جامعه نوپای اسلامی آگاه بود، اما پس از تأکید فرمان الهی، مأموریت را انجام داد.[۱۰]
در این تفسیر، درخواست از جبرئیل سه نکته را آشکار میکند:
- حساسیت و اهمیت اعلان جانشینی؛
- وجود مخالفت سازمانیافته یا پنهان در میان بخشی از مخاطبان؛
- تقدم فرمان صریح الهی بر نگرانیهای اجتماعی.
این تحلیل باید از گزارشهای متأخر درباره اشخاص و رخدادهای معین جدا بماند؛ زیرا متن فراز تنها اوصاف کلی مخالفان را بیان میکند.
گزارشهای مربوط به زمینه مخالفت
برخی شارحان برای توضیح عبارت «فراوانی منافقان» و «نیرنگ مسخرهکنندگان»، مجموعهای از روایتها را از روزهای پیش از غدیر، هنگام خطبه و پس از بیعت گرد آوردهاند. این گزارشها در منابع گوناگون و با سطحهای متفاوتی از تفصیل نقل شدهاند و لزوماً اجزای همان فراز نیستند.
پیش از رسیدن به غدیر
در روایتی آمده است که پیامبر صلی الله علیه و آله در منطقه قدید برای محبت امیرالمؤمنین علیه السلام در دل مؤمنان دعا کرد و از امیرالمؤمنین نیز خواست دعا کند. در ادامه این گزارش، نزول آیات ۹۶ و ۹۷ سوره مریم با استجابت این دعا مرتبط دانسته شده است.[۱۱]
برخی منابع، واکنش تمسخرآمیز شماری از همراهان و نزول آیات ۱۲ تا ۲۴ سوره هود را در همین زمینه گزارش کردهاند.[۱۲] تطبیق جزئیات این آیات بر اشخاص، تفسیر روایی است و نباید بهعنوان دلالت صریح متن قرآن گزارش شود.
همچنین در منابع حدیثی اهلسنت، گزارشی درباره درخواست گروهی برای جداشدن از کاروان و واکنش پیامبر آمده است؛ پیوند این گزارش با جلوگیری از حضور در غدیر، تحلیل برخی شارحان است.[۱۳]
هنگام خطبه و بیعت
در گزارشهایی از عوالم العلوم و بحارالانوار، از سخنان اعتراضی، انکار پس از بازخواست و سوگند برخی حاضران سخن رفته است.[۱۴] روایت دیگری از حسان جمال، سخن امام صادق علیه السلام در محل غدیر و تطبیق آیات پایانی سوره قلم بر مخالفان را نقل میکند.[۱۵] مباحث عمومی درباره چشمزخم که در نسخه پیشین مقاله آمده بود، ارتباط مستقیمی با موضوع درخواست معافیت ندارد.
پس از اعلان ولایت
چند گزارش، از گفتوگوهای مخالفان پس از خطبه، اظهارهای ظاهری در هنگام بیعت و انکار سخنان پیشین خبر میدهند.[۱۶] در روایتی منقول از زید بن ارقم و حذیفه، سخنان سه نفر در خیمه و نزول آیه ۷۴ سوره توبه در پی انکار آنان گزارش شده است.[۱۷]
گزارشهای دیگری نیز درباره تمسخر اعلان ولایت و پیمان برای بازنگرداندن خلافت به اهلبیت علیهم السلام نقل شدهاند.[۱۸] این مجموعه برای توضیح فضای مخالفت در آثار شارحان آمده است؛ بررسی تفصیلی آنها به مدخل افشاگری پیامبر درباره منافقان در روز غدیر مربوط است.
جمعبندی
عبارت «وَسَأَلْتُ جَبْرَئِیلَ أَنْ یَسْتَعْفِیَ لِی» در نقل الاحتجاج، درخواست پیامبر صلی الله علیه و آله از جبرئیل برای وساطت درباره معافیت از ابلاغ ولایت است. خودِ متن، علت درخواست را واکنش منافقان، گناهکاران و مسخرهکنندگان معرفی میکند. با نزول و یادکرد آیه تبلیغ، مأموریت قطعی میشود و پیامبر آن را اجرا میکند. گزارشهای تاریخی و روایی درباره مخالفان میتوانند زمینه این نگرانی را توضیح دهند، اما نباید با متن مستقیم فراز یا دلالت صریح آیات یکسان شمرده شوند.
جستارهای وابسته
• آیه تبلیغ • آیه ولایت در خطبه غدیر • افشاگری پیامبر درباره منافقان در روز غدیر • منافقین و آزار پیامبر صلی الله علیه و آله • خطبه غدیر • بیعت رسمی در غدیر
پانویس
- ↑ الاحتجاج، ج۱، ص۷۳–۷۴؛ متن کتاب.
- ↑ الاحتجاج، ج۱، ص۷۳–۷۴؛ شرح خطبه غدیر، ج۲، ص۲۰۸.
- ↑ الاحتجاج، ج۱، ص۷۳.
- ↑ الاحتجاج، ج۱، ص۷۳–۷۴.
- ↑ شرح خطبه غدیر، ج۲، ص۲۰۹–۲۱۰.
- ↑ عوالم العلوم، ج۲/۱۵، ص۵۲.
- ↑ الدر المنثور، ج۶، ص۱۵۷.
- ↑ تفسیر القمی، ج۲، ص۹۹–۱۰۰؛ الخصال، ج۲، ص۵۶۳؛ الهدایة الکبری، ص۲۹۸؛ الامالی المرتضی، ج۱، ص۷۷؛ البرهان، ج۴، ص۵۲–۵۵.
- ↑ الاحتجاج، ج۱، ص۷۳.
- ↑ شرح خطبه غدیر، ج۲، ص۲۰۸–۲۱۳.
- ↑ تفسیر العیاشی، ج۲، ص۱۴۱–۱۴۲؛ بحارالانوار، ج۳۵، ص۳۵۳–۳۵۸.
- ↑ تفسیر العیاشی، ج۲، ص۱۴۲، ح۱۱؛ الامالی للصدوق، ص۳۵۴–۳۵۵؛ الامالی للمفید، ص۲۷۹؛ شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۵۷–۲۵۸؛ بحارالانوار، ج۳۶، ص۱۴۷؛ عوالم العلوم، ج۲/۱۵، ص۳۹.
- ↑ مسند أحمد، ج۲۶، ص۱۵۲؛ مسند أبیداود الطیالسی، ج۲، ص۶۲۰؛ مجمع الزوائد، ج۱۰، ص۴۰۸؛ شرح خطبه غدیر، ج۲، ص۲۱۹.
- ↑ بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۵۴ و ۱۶۰؛ عوالم العلوم، ج۲/۱۵، ص۱۳۴ و ۱۴۰.
- ↑ الکافی، ج۴، ص۵۶۶–۵۶۷، ح۲؛ مناقب آل ابیطالب، ج۳، ص۳۷؛ إثبات الهداة، ج۳، ص۱۹، ح۶۷؛ بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۶۰ و ۱۷۲.
- ↑ عوالم العلوم، ج۲/۱۵، ص۱۳۹–۱۴۰ و ۱۵۵؛ بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۳۸ و ۱۵۴.
- ↑ تفسیر العیاشی، ج۲، ص۹۷–۹۹، ح۸۹؛ بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۵۱–۱۵۳، ح۳۷؛ عوالم العلوم، ج۲/۱۵، ص۵۲.
- ↑ عوالم العلوم، ج۲/۱۵، ص۱۶۳ و ۱۶۶؛ بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۱۳ و ۱۶۳.
منابع
- إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات؛ محمد بن حسن حر عاملی، تحقیق: علاءالدین اعلمی، بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۲۵ق.
- الاحتجاج؛ احمد بن علی طبرسی، تحقیق و تعلیق: محمدباقر خرسان، نجف اشرف: مطابع النعمان، ۱۳۸۶ق.
- الامالی؛ محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، تحقیق: محمدباقر کمرهای، تهران: انتشارات کتابچی، ۱۳۷۶ش.
- الامالی؛ محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، تحقیق: حسین استادولی و علیاکبر غفاری، قم: منشورات جامعة المدرسین فی الحوزة العلمیة، ۱۴۱۳ق.
- الامالی المرتضی: غرر الفوائد و درر القلائد؛ علی بن حسین موسوی (سید مرتضی)، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره: دار الفکر العربی، ۱۹۹۸م.
- بحارالانوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار؛ محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
- البرهان فی تفسیر القرآن؛ هاشم بن سلیمان بحرانی، قم: مؤسسة البعثة، ۱۴۱۵ق.
- تفسیر العیاشی؛ محمد بن مسعود عیاشی، تحقیق: سید هاشم رسولی محلاتی، تهران: المکتبة العلمیة الإسلامیة، ۱۳۸۰ق.
- تفسیر القمی؛ علی بن ابراهیم قمی، تحقیق: طیب موسوی جزائری، قم: دار الکتاب، ۱۴۰۴ق.
- الخصال؛ محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، تحقیق: علیاکبر غفاری، قم: مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۶ق.
- الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور؛ عبدالرحمن بن ابیبکر سیوطی، بیروت: دار الفکر، ۱۴۱۴ق.
- شرح خطبه غدیر؛ محمدرضا شریفی، اصفهان: انتشارات نورالحیات، ۱۴۰۴ش.
- شواهد التنزیل لقواعد التفضیل؛ عبیدالله بن عبدالله حسکانی، تحقیق: محمدباقر حسکانی، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۴۱۱ق.
- عوالم العلوم و المعارف و الأحوال؛ عبدالله بن نورالله بحرانی اصفهانی، تحقیق: محمدباقر موحد ابطحی، قم: مؤسسة الإمام المهدی علیه السلام، ۱۳۸۲ش.
- الکافی؛ محمد بن یعقوب کلینی، تحقیق: علیاکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران: دار الکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.
- مجمع الزوائد و منبع الفوائد؛ علی بن ابوبکر هیثمی، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۲ق.
- مسند أبیداود الطیالسی؛ سلیمان بن داوود طیالسی، تحقیق: محمد بن عبدالمحسن ترکی، جیزه: انتشارات هجر، ۱۴۱۹ق.
- مسند أحمد؛ احمد بن محمد بن حنبل شیبانی، تحقیق: شعیب ارنؤوط و عادل مرشد، بیروت: مؤسسة الرسالة، ۱۴۲۱ق.
- مناقب آل ابیطالب؛ محمد بن علی بن شهرآشوب مازندرانی، تحقیق: محمدحسین آشتیانی و سید هاشم رسولی محلاتی، قم: مؤسسه انتشارات علامه، ۱۳۷۹ق.
- الهدایة الکبری؛ حسین بن حمدان خصیبی، بیروت: مؤسسة البلاغ، ۱۴۱۹ق.
