خداوند ایجادکننده موجودات در خطبه غدیر
آفرینندگی خداوند و ایجاد موجودات در خطبه غدیر به فرازی از بخش نخست خطبه غدیر اشاره دارد که در آن خداوند بهعنوان پدیدآورنده و ایجادکننده همه موجودات معرفی شده است. این فراز پس از بیان بیهمتایی خداوند، به یکی از مهمترین صفات فعلی خداوند، یعنی آفرینندگی و ایجاد جهان، میپردازد.
فراز خطبه غدیر
در بخش آغازین خطبه غدیر آمده است: وَ لَیْسَ مِثْلَهُ شَیْءٌ، وَ هُوَ مُنْشِئُ الشَّیْءِ حینَ لا شَیْءَ، «هیچ چیزی همانند او نیست و او پدیدآورنده موجودات است، آن هنگام که چیزی وجود نداشت.»
این دو جمله با یکدیگر ارتباط دارند:
- خداوند همانند موجودات نیست؛
- موجودات آفریدهاند، اما خداوند آفریننده است؛
- مخلوقات برای وجود خود به خداوند نیاز دارند؛
- خداوند در اصل وجود به هیچ موجود دیگری وابسته نیست.
معنای مُنشِئ
«مُنشِئ» اسم فاعل از فعل «أَنْشَأَ» و بهمعنای ایجادکننده، پدیدآورنده و پرورشدهنده است. ریشه «نشأ» میتواند بر این معانی دلالت کند:
- آغازکردن وجود؛
- پدیدآوردن؛
- رشد و پرورشدادن؛
- انتقال موجود به مرحلهای تازه.
- ایجاد صورت یا وضعیت جدید.
هنگامی که خداوند «مُنشِئ» خوانده میشود، مقصود آن است که اصل وجود و مراحل پیدایش موجودات به اراده و قدرت او وابستهاند.
معنای شیء
«شیء» در زبان عربی به هر آنچه بتوان از آن خبر داد یا به نحوی مورد اشاره و تصور قرار گیرد گفته میشود. شیء به معنای «مَشیئ» (اسم مفعول) است؛ چون مصدر گاهی بهمعنای اسم فاعل و گاهی به معنای اسم مفعول میآید. بر این اساس، چون بهمعنای «مشیء» است ذات در او معتبر است؛ زیرا ضارب (زننده) بهمعنای «کسی که کار زدن به او نسبت داده شده» و مضروب (زدهشده) بهمعنای «کسی که زدن بر روی او انجام شده» است؛ بنابراین، معنای مشیء «کسی است که شیئیت درباره او صورت گرفته» میشود و چون کلمه شیء بهمعنای وجود است، پس معنای کلام آن است که خداوند ایجادکننده موجود است؛ زیرا شکی نیست که خداوند خالق تمام موجودات است.
چنانکه حاجی ملاهادی سبزواری در منظومه حکمت میگوید: «هرچه موجود نیست، پس نیست و معدوم است. بهتحقیق که در نزد فلاسفه کلمه شیء مساوق (یعنی مساوی) با «إیس» (یعنی وجود) است.[۱]
در عبارت «مُنشِئُ الشیء»، مقصود موجود یا مخلوقی است که خداوند آن را پدیدمیآورد. معنای عبارت این نیست که خداوند «مفهوم وجود» را مانند یک شیء جداگانه آفریده است؛ بلکه خداوند موجودات را به وجود میآورد؛ بنابراین، ترجمه مناسب فراز چنین است:
«خداوند پدیدآورنده موجودات است، درحالیکه پیش از آفرینش آنها، هیچیک وجود نداشتند.» نیازی نیست برای فهم عمومی عبارت، «شیء» الزاماً به «مَشیء» یا اصطلاحات پیچیده فلسفی بازگردانده شود.
معنای حین لا شیء
عبارت «حینَ لا شَیْءَ» بهصورت لفظی یعنی «هنگامی که چیزی نبود». مقصود، نبودن آفریدگان پیش از ایجاد آنهاست. این تعبیر چند نکته را بیان میکند:
- هیچ مخلوقی ازلی و مستقل از خداوند نیست؛
- خداوند برای آفرینش به موجودی همرتبه با خود نیاز ندارد؛
- ماده و الگوی مستقل و ازلی در کنار خداوند وجود ندارد؛
- اصل وجود آفریدگان از خداوند است؛
- خداوند پیش از مخلوقات و مستقل از آنهاست.
«لا شیء» شامل خداوند نمیشود؛ زیرا موضوع عبارت، نبودن مخلوقات است، نه نبودن آفریننده.
آیا «حین» بر زمان دلالت دارد؟
«حین» در کاربرد معمول بهمعنای هنگام و زمان است. بااینحال، اگر زمان خود از ویژگیهای جهان مخلوق باشد، نمیتوان پیش از آفرینش جهان زمانی مستقل و همرتبه با خداوند فرض کرد. ازاینرو، تعبیر «حین لا شیء» را میتوان بر دو سطح فهمید:
- بیان قابل فهم برای مخاطب درباره نبودن مخلوقات پیش از آفرینش؛
- اشاره به تقدم وجودی خداوند بر همه آفریدگان.
تقدم وجودی به این معناست که خداوند علت وجود موجودات است، اما وجود او معلول و وابسته به آنها نیست. این بحث با مسئله فلسفی حدوث زمانی یا ذاتی جهان ارتباط دارد؛ اما فراز خطبه بهتنهایی وارد جزئیات اختلاف دیدگاههای کلامی و فلسفی درباره زمان نمیشود.
آفرینش بدون ماده مستقل پیشین
در الهیات اسلامی، خداوند برای آفرینش به مادهای مستقل و ازلی نیاز ندارد. اگر مادهای مستقل و همیشگی در کنار خداوند فرض شود، توحید در آفرینندگی و بینیازی مطلق خداوند با اشکال روبهرو میشود. آفرینش بدون ماده مستقل پیشین به این معنا نیست که «عدم» ماده آفرینش است. عدم چیزی نیست که موجودات از آن ساخته شوند؛ بلکه عبارت بیان میکند که مخلوق پیش از ایجاد، وجود خارجی نداشته است.
خداوند میتواند برخی موجودات را از موجودات دیگر پدیدآورد؛ برای نمونه، بدن انسان از عناصر مادی شکل میگیرد. بااینحال، خود ماده، قوانین و تواناییهای آن نیز در نهایت آفریده و وابسته به خداوندند.
انشاء و ابداع
«انشاء» و «ابداع» هر دو با آفرینش ارتباط دارند، اما جهت معنایی آنها یکسان نیست:
در فراز اصلی، واژه «مُنشِئ» آمده است. بااینحال، عبارتهای دیگر خطبه نشان میدهند که آفرینش خداوند بدون الگوبرداری از نمونهای پیشین انجام شده است.
آفرینش بیالگو
کلمهٔ ابداع با مشتقاتش، چهار بار در قرآن به کار رفته است. از این رو گفته شده که اصطلاح ابداع برای اولین بار در فرهنگ اسلامی، توسط خود قرآن مطرح شده نه اینکه توسط ترجمههای متون فلسفی یونانیان، به منابع فلسفی مسلمانان راه یافته باشد. در بخش دیگری از خطبه غدیر آمده است: صَوَّرَ مَا ابْتَدَعَ عَلیٰ غَیْرِ مِثالٍ، «آنچه را ابداع کرد، بدون الگو و نمونه پیشین صورت بخشید.»
«ابداع» از ریشه «بدع» و بهمعنای پدیدآوردن امر تازه و بیسابقه است.[۴] خداوند برای آفرینش جهان از ساخته موجود دیگری تقلید نکرده و به طرح و نمونهای خارج از علم خود نیاز نداشته است. راغب اصفهانی، لغوی و ادیب در قرن چهارم قمری، در کتاب مفردات الفاظ القرآن میگوید: ابداع ایجاد چیزی است که مسبوق به خلق، ذکر و معرفت نباشد. این کلمه وقتی در مورد خداوند استعمال میشود بهمعنی ایجاد چیزی بدون نیاز به آلت، ماده، زمان و مکان است و این تنها به خداوند اختصاص دارد.[۵]
بدیع بر وزن فعیل بهمعنای فاعل مُبدِع از صفات خداوند متعال است؛ زیرا مخلوقات را بر اساس ارادهٔ خود و بدون نمونهٔ قبلی آفریده است. فرق بین واژهٔ «خلق» با «ابداع» این است که خلق گاهی به مطلق ایجاد گفته میشود، اعم از این که مسبوق به مدت زمان و ماده باشد یا نباشد. البته واژهٔ «اختراع» و «انشاء» نیز در مورد خداوند استعمال شده که در این صورت مراد از آنها ایجاد اشیاء بدون ماده، زمان، آلت و هر چیز دیگر خواهد بود.[۶]
قرآن میفرماید:
بَدیعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِذا قَضیٰ أَمْراً فَإِنَّما یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ؛ پدیدآورنده بیسابقه آسمانها و زمین است و هنگامی که کاری را مقرر کند، فقط به آن میگوید: باش؛ پس موجود میشود.
(بقره:۱۱۷)
همچنین آمده است:
بَدیعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنّیٰ یَکُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَکُنْ لَهُ صاحِبَةٌ؛ پدیدآورنده بیسابقه آسمانها و زمین است؛ چگونه برای او فرزندی باشد، درحالیکه همسری نداشته است؟
(انعام:۱۰۱)
«بدیع» در این آیات به پدیدآورندگی خداوند بدون نمونه و سابقه پیشین اشاره دارد.
انشاء و برء
در عبارت دیگری از خطبه آمده است: أَنْشَأَها فَکانَتْ، وَ بَرَأَها فَبانَتْ، «آنها را ایجاد کرد، پس پدید آمدند؛ و آنها را آفرید، پس آشکار شدند.»
«انشاء» بر ایجاد و پدیدآوردن تأکید دارد و «برء» به آفرینش موجودات با ساختار و ویژگیهای متناسب اشاره میکند. کنارهمآمدن این واژهها میتواند برای بیان جنبههای گوناگون آفرینش و نیز تأکید ادبی بر وابستگی کامل موجودات به خداوند باشد. نباید بدون دلیل، هر واژه را مرحلهای کاملاً جدا و زمانی در آفرینش دانست.
خلق، انشاء، ابداع، برء و تصویر
در قرآن و خطبه غدیر، واژههای مختلفی برای آفرینش بهکار رفتهاند:
| واژه | معنای اصلی | جهت تأکید |
|---|---|---|
| خلق | آفرینش و تقدیر | اصل آفرینش و اندازهگذاری |
| انشاء | ایجاد و پدیدآوردن | آغاز یا مراحل پیدایش موجود |
| ابداع | آفرینش بیسابقه | بینیازی از الگو و نمونه پیشین |
| برء | پدیدآوردن متناسب | پیدایش آفریده با ساختار مشخص |
| تصویر | صورتبخشی | اعطای شکل و ویژگیهای متمایز |
این تفاوتها تقریبیاند و واژهها در برخی کاربردها همپوشانی دارند. همه آنها در نهایت به فعل آفرینندگی خداوند بازمیگردند.
خداوند، خالق همه چیز
قرآن میفرماید:
اللَّهُ خالِقُ کُلِّ شَیْءٍ وَ هُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ وَکیلٌ؛ خداوند آفریننده هر چیزی است و او بر هر چیزی کارساز است.
(زمر:۶۲) «خالق کل شیء» به این معناست که هیچ موجودی در اصل وجود خود مستقل از خداوند نیست. این آیه شامل خود خداوند نمیشود؛ زیرا خداوند مخلوق و «شیء آفریدهشده» نیست. مفهوم آیه آن است که هر چیزی که مخلوق و نیازمند آفرینش باشد، آفریده خداوند است.
آیا موجودات بدون آفریننده پدید آمدهاند؟
قرآن با پرسشی استدلالی میفرماید:
أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَیْرِ شَیْءٍ أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ؛ آیا آنان بدون هیچ آفرینندهای آفریده شدهاند یا خود آفریننده خویشاند؟
(طور:۳۵). سپس میافزاید:
أَمْ خَلَقُوا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بَلْ لا یُوقِنُونَ؛ آیا آنان آسمانها و زمین را آفریدهاند؟ بلکه یقین ندارند.
(طور:۳۶).
آیات، چند احتمال را رد میکنند:
- پیدایش موجودات بدون علت؛
- آفرینش هر موجود به دست خودش؛
- آفرینندگی مستقل انسان نسبت به جهان.
نتیجه آن است که موجودات نیازمند آفرینندهای مستقل و بینیازند.
فرمان «کن فیکون»
قرآن در توصیف نفوذ اراده خداوند میفرماید:
إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ؛ فرمان او چنین است که هنگامی که چیزی را اراده کند، به آن میگوید: باش؛ پس موجود میشود.
(یس:۸۲). «کن فیکون» بهمعنای نیاز خداوند به سخنگفتن با صدا و حروف نیست؛ بلکه نفوذ، قطعیت و بینیازی اراده تکوینی او را بیان میکند.
همچنین آیه به این معنا نیست که همه موجودات لزوماً بدون فرایند و بهصورت دفعی پدید میآیند. خداوند میتواند اراده خود را از راه فرایندهای طبیعی و علل مخلوق نیز تحقق بخشد.
آفرینندگی خداوند و علتهای طبیعی
خالقیت خداوند با تأثیر علتهای طبیعی منافات ندارد. آتش میسوزاند، آب موجب رویش گیاه میشود و والدین در پیدایش فرزند نقش دارند؛ اما وجود و توانایی همه این علتها از خداوند است.
علتهای طبیعی:
- مستقل از خداوند نیستند؛
- قوانین خود را پدید نیاوردهاند؛
- در محدودهای مشخص اثر میگذارند؛
- ممکن است اثر آنها با نبود شرایط تحقق نیابد؛
- اصل وجود و قدرت تأثیر خود را از خداوند دارند.
ازاینرو، خداوند علت نهایی و آفریننده است و علتهای طبیعی در طول اراده و قدرت او عمل میکنند، نه در عرض آن.
آفرینندگی خداوند و فعل انسان
انسان نیز اعمالی را با اراده و توان خود انجام میدهد. نسبتدادن آفرینش و قدرت نهایی به خداوند، مسئولیت انسان را نفی نمیکند.
در دیدگاه امامیه:
- خداوند وجود و قدرت عمل را به انسان داده است؛
- انسان در محدوده این توان، انتخاب میکند.
- فعل اختیاری از جهت انتخاب به انسان نسبت داده میشود.
- وجود و امکان فعل در مرتبه بالاتر به خداوند وابسته است؛
- نه جبر کامل پذیرفته میشود و نه استقلال انسان از خداوند.
بنابراین، توحید در خالقیت با اختیار و مسئولیت اخلاقی انسان قابل جمع است.
آفرینش و نیاز خداوند
خداوند برای رفع نیاز یا تکمیل ذات خود جهان را نیافریده است. او پیش از آفرینش نیز کامل و بینیاز بوده و آفرینش چیزی بر کمال ذاتش نمیافزاید. آثار و فواید آفرینش به خود مخلوقات بازمیگردند. موجودات با آفرینش میتوانند به کمال متناسب با ظرفیت خود برسند.
بنابراین:
- آفرینش برای رفع تنهایی خداوند نیست؛
- خداوند از مخلوقات سودی دریافت نمیکند؛
- عبادت بندگان کمالی به ذات خداوند نمیافزاید؛
- آفرینش بر علم، حکمت، قدرت و فضل خداوند استوار است.
حدوث و وابستگی موجودات
عبارت «مُنشئ الشیء حین لا شیء» بر وابستگی آفریدگان به خداوند دلالت دارد. موجودات خودبهخود یا بهصورت مستقل پدید نیامدهاند. در کلام اسلامی، برای توضیح این وابستگی از مفاهیمی مانند «حدوث» و «امکان» استفاده شده است:
- حدوث: موجود در اصل یا مرتبهای از وجود خود مسبوق به نبودن است؛
- امکان: موجود در ذات خود نه ضرورت وجود دارد و نه ضرورت عدم و برای وجود به علت نیازمند است.
متکلمان و فیلسوفان درباره چگونگی حدوث جهان و نسبت آن با زمان دیدگاههای متفاوتی دارند؛ اما در اصل نیازمندی جهان به خداوند اتفاقنظر دارند.
خداوند پیش از موجودات
تقدم خداوند بر مخلوقات، تقدم موجودی نیازمند به موجودی دیگر نیست. خداوند وجودی ازلی و مستقل دارد و موجودات وجود خود را از او دریافت میکنند. اگر زمان نیز مخلوق باشد، «پیش از جهان» را نباید الزاماً مانند یک دوره زمانی خالی تصور کرد. خداوند بر زمان و موجودات تقدم وجودی دارد؛ یعنی علت و منشأ وجود آنهاست و خود معلول آنها نیست.
ارتباط با فراز پیشین
فراز پیشین میفرماید: وَ لَیْسَ مِثْلَهُ شَیْءٌ، سپس میافزاید: وَ هُوَ مُنْشِئُ الشَّیْءِ حینَ لا شَیْءَ.
ارتباط این دو جمله نشان میدهد که تفاوت بنیادی خداوند و مخلوقات در این است که:
- خداوند آفریننده است و موجودات آفریدهاند؛
- خداوند بینیاز است و مخلوقات نیازمندند؛
- خداوند ازلی است و موجودات وجود خود را از او دریافت کردهاند.
ارتباط با فراز بعدی
در فراز بعد آمده است: دائِمٌ حَیٌّ «همیشگی و زنده است.»، پس از بیان آفرینندگی خداوند، خطبه بر حیات و دوام او تأکید میکند. مخلوقات پدید میآیند، تغییر میکنند و ممکن است از میان بروند؛ اما خداوند زنده و پایدار و وجود او وابسته به دیگری نیست.
ارتباط با خطبه غدیر
موضوع مستقیم این فراز، آفرینندگی خداوند است. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله پیش از اعلام ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام، خداوند را پدیدآورنده موجودات و بینیاز از هر الگو و یاری معرفی میکند. این مقدمه نشان میدهد سرچشمه اعتبار رسالت، امامت و ولایت، فرمان آفریننده جهان است. بااینحال، معنای مستقیم عبارت درباره توحید در خالقیت است و نباید آن را تنها به مسئله ولایت محدود کرد.[۷]
جستارهای وابسته
پانویس
منابع
- «ابداع: آفرینش بی مثال الهی»؛ احمد شجاعی، در کلام اسلامی، شماره ۶۷، پاییز ۱۳۸۷ش.
- شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم؛ محمدتقی نقوی، تهران: انتشارات منیر، ۱۳۷۴ش.
- شرح منظومه؛ مرتضی مطهری، تهران: انتشارات صدرا، ۱۴۰۲ش.
- الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیة؛ اسماعیل بن حماد جوهری، تحقیق: احمد عبدالغفور عطار، بیروت: دار العلم للملایین، ۱۴۰۴ق.
- القاموس المحیط؛ محمد بن یعقوب فیروزآبادی، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق.
- معجم الفروق اللغویة؛ حسن بن عبدالله (ابوهلال عسکری)، قم: مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۲ق.
- مفردات ألفاظ القرآن؛ حسین بن محمد راغب اصفهانی، تحقیق: صفوان عدنان داوودی، بیروت: دار الشامیة، ۱۴۱۲ق.
