پرش به محتوا

مثل نداشتن خداوند در خطبه غدیر

از ویکی غدیر
مثل نداشتن خداوند
مثل نداشتن خداوند
مشخصات فراز
بخشبخش آغازین خطبه غدیر؛حمد و توصیف صفات الهی
موضوعبی‌همتایی و تنزیه خداوند از مثل، مانند، ند و کفو
مفاهیمعینیت صفات و ذات؛ شرک در صفات؛مثل، ند، کفو، نفی تشبیه
منابع و پیوندها
آیاتشوری: ۱۱؛ اخلاص: ۱–۴؛ مریم: ۶۵؛ بقره: ۲۲

مثل نداشتن خداوند به فراز «وَ لَیْسَ مِثْلَهُ شَیْءٌ» از بخش آغازین خطبه غدیر اشاره دارد. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در این عبارت، هرگونه همانندی میان خداوند و آفریدگان را نفی می‌کند.

این فراز با آیه «لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ» در سوره شوری ارتباط مستقیم دارد. تفاوت لفظی آن دو در وجود حرف «کاف» در آیه قرآن است؛ اما هر دو عبارت بر بی‌همتایی خداوند و تنزیه او از ویژگی‌ها و محدودیت‌های آفریدگان دلالت دارند.

مثل نداشتن خداوند به این معنا نیست که هیچ شناختی از او امکان‌پذیر نیست یا نمی‌توان صفات کمال را به او نسبت داد. خداوند به علم، قدرت، حیات، اراده، شنوایی و بینایی وصف می‌شود، اما حقیقت و چگونگی این صفات همانند صفات محدود مخلوقات نیست.

فراز خطبه غدیر

در بخش آغازین خطبه غدیر آمده است: لَهُ الْإِحاطَةُ بِکُلِّ شَیْءٍ، وَ الْغَلَبَةُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ، وَ الْقُوَّةُ فی کُلِّ شَیْءٍ، وَ الْقُدْرَةُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ، وَ لَیْسَ مِثْلَهُ شَیْءٌ، «احاطه بر هر چیز، غلبه بر هر چیز، قوّت در هر چیز و قدرت بر هر چیز از آنِ اوست و هیچ چیزی همانند او نیست.» جمله پایانی، چگونگی فهم صفات پیشین را مشخص می‌کند. احاطه، غلبه، قوّت و قدرت خداوند نباید مانند احاطه و قدرت جسمانی مخلوقات تصور شوند؛ زیرا هیچ چیزی همانند او نیست.

معنای مِثل

«مِثل» به‌معنای همانند، نظیر و چیزی است که با موجود دیگری در یک یا چند ویژگی اساسی شباهت داشته باشد. در عبارت: لَیْسَ مِثْلَهُ شَیْءٌ، «مِثل» به موجودی اشاره دارد که بتواند همتا و همانند خداوند باشد. خطبه وجود چنین موجودی را به‌طور کامل نفی می‌کند.

مثل نداشتن خداوند شامل این امور است:

  • هیچ موجودی در ذات همانند او نیست؛
  • هیچ موجودی صفات نامحدود او را ندارد؛
  • هیچ موجودی در افعال خود کاملاً مستقل نیست.
  • هیچ موجودی واجب‌الوجود نیست؛
  • هیچ موجودی شایسته الوهیت و عبادت در کنار او نیست.

تفاوت مِثل و مَثَل

در نگارش فارسی، «مِثل» و «مَثَل» معمولاً به یک صورت نوشته می‌شوند، اما از نظر تلفظ و معنا متفاوت‌اند:

  • مِثل: همانند و نظیر؛
  • مَثَل: نمونه، وصف، حکایت یا تشبیهی برای توضیح یک مفهوم.

موضوع این فراز «مِثل نداشتن خداوند» به‌معنای نداشتن همتا و همانند است، نه «مَثَل» به‌معنای حکایت یا نمونه آموزشی. قرآن برای نزدیک‌کردن برخی معارف به ذهن انسان از مَثَل استفاده می‌کند؛ اما این کاربرد به‌معنای وجود موجودی همانند ذات خداوند نیست.

آیه لیس کمثله شیء

قرآن می‌فرماید: لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ؛ هیچ چیزی همانند او نیست و او شنوای بیناست.(شوری:۱۱) این آیه دو اصل را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد:

  1. لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ؛ نفی همانندی و تشبیه؛
  2. وَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ؛ اثبات صفات کمال.

ازاین‌رو، روش قرآن نه تشبیه خداوند به مخلوقات است و نه نفی همه صفات و شناخت‌ها؛ بلکه صفات کمال را اثبات و هرگونه همانندی مخلوقانه را نفی می‌کند.

تفاوت عبارت خطبه و قرآن

در خطبه آمده است: لَیْسَ مِثْلَهُ شَیْءٌ، اما در قرآن آمده است: لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ، تفاوت آن دو، وجود حرف تشبیه «کاف» در عبارت قرآنی است. درباره ساختار آیه چند تفسیر ادبی مطرح شده است.

کاف تأکیدی

برخی ادیبان «کاف» را در این ساختار تأکیدی یا به اصطلاح نحوی «زائد» دانسته‌اند. «زائد» در اصطلاح ادبی به‌معنای بیهوده‌بودن نیست؛ بلکه حرفی است که برای تأکید و تقویت معنا به‌کار می‌رود. بر این اساس، معنای آیه چنین است: «هیچ چیزی همانند خداوند نیست.»

نفی همانندِ همانند

برخی دیگر «کاف» را در معنای اصلی تشبیه دانسته‌اند. بر اساس این تفسیر، آیه حتی وجود چیزی همانندِ مِثل خداوند را نفی می‌کند و این ساختار، نهایت مبالغه در نفی مشابهت است.

مِثل به‌معنای صفت

دیدگاه دیگری، «مثل» را در آیه به‌معنای صفت و ویژگی دانسته است؛ یعنی هیچ صفت و حقیقتی همانند صفت و حقیقت خداوند نیست.[۱] با وجود تفاوت این تحلیل‌های ادبی، نتیجه مشترک آنها نفی همانند و همتا برای خداوند است.

معنای تنزیه

«تنزیه» به‌معنای پاک و برکنار دانستن خداوند از نقص‌ها و ویژگی‌های مخلوقات است. تنزیه خداوند شامل نفی این امور است:

  • جسمانیت؛
  • مکان و جهت؛
  • اجزا و ترکیب؛
  • نیاز و وابستگی؛
  • تغییر و زوال؛
  • جهل و ناتوانی؛
  • شریک و همتا؛
  • صفات محدود و مخلوقانه.

مثل نداشتن خداوند یکی از پایه‌های تنزیه است؛ زیرا اگر موجودی همانند او باشد، یگانگی و نامحدودبودن خداوند نقض خواهد شد.

تفاوت مثل، ند و کفو

در متون توحیدی، واژه‌های «مثل»، «ند» و «کفو» برای بیان انواع همانندی یا همتایی به‌کار رفته‌اند.

واژه معنای تقریبی دلالت
مِثل همانند و نظیر شباهت در ذات یا صفات
نِدّ رقیب و همتای مقابل موجودی که در برابر دیگری هم‌رتبه یا شریک فرض شود
کُفو همتا و برابر موجودی هم‌شأن و برابر با دیگری

این واژه‌ها حوزه معنایی نزدیک و هم‌پوشان دارند و نباید برای آنها در همه کاربردها مرز کاملاً ثابت در نظر گرفت.

خداوند ند ندارد

قرآن می‌فرماید: فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛ پس برای خداوند همتایانی قرار ندهید، درحالی‌که می‌دانید.(بقره:۲۲) «انداد» جمع «ند» است. قرار دادن ند برای خداوند می‌تواند به‌معنای پذیرش معبودی مستقل یا موجودی باشد که در الوهیت، عبادت یا تدبیر جهان شریک او فرض شود. نفی ند، تنها به انکار چند خدای خالق محدود نیست؛ بلکه هرگونه استقلال مطلق برای موجودی در برابر خداوند را نفی می‌کند.

خداوند کفو ندارد

در پایان سوره اخلاص آمده است: وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ؛ و هیچ‌کس همتای او نیست.(اخلاص:۴) این آیه پس از توصیف خداوند به «احد» و «صمد» و نفی زادن و زاده‌شدن آمده است. نداشتن کفو نتیجه یگانگی، بی‌نیازی و مخلوق‌نبودن خداوند است. هیچ موجودی از جهت مرتبه وجودی، بی‌نیازی، علم، قدرت و الوهیت با خداوند برابر نیست.

خداوند سَمیّ ندارد

قرآن می‌فرماید: هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِیًّا؛ آیا برای او همانند و همنامی می‌شناسی؟(مریم:۶۵) «سَمیّ» می‌تواند به هم‌نام، نظیر یا موجودی هم‌مرتبه اشاره داشته باشد. پرسش آیه انکاری است و بر بی‌مانندی خداوند دلالت دارد.

تفاوت خدا و مخلوقات در ذات

خداوند واجب‌الوجود و مخلوقات ممکن‌الوجودند:

  • وجود خداوند از دیگری نیست؛
  • وجود مخلوقات به علت نیاز دارد؛
  • خداوند نامحدود و بی‌نیاز است؛
  • مخلوقات محدود و نیازمندند؛
  • خداوند علت و آفریننده است؛
  • دیگر موجودات آفریده‌اند.

با توجه به این تفاوت بنیادی، هیچ مخلوقی نمی‌تواند در حقیقت ذات همانند خداوند باشد.

تفاوت در صفات

برخی صفات مانند علم، قدرت، حیات، اراده، شنوایی و بینایی هم درباره خداوند و هم درباره مخلوقات به‌کار می‌روند. این اشتراک لفظی یا مفهومی به‌معنای یکسان‌بودن حقیقت و مرتبه صفات نیست. برای نمونه:

  • علم انسان محدود و اکتسابی است؛ علم خداوند نامحدود و ذاتی است؛
  • قدرت انسان وابسته و کاهش‌پذیر است؛ قدرت خداوند مستقل و زوال‌ناپذیر است؛
  • حیات انسان آغاز و پایان دارد؛ حیات خداوند ازلی و ابدی است؛
  • دیدن انسان به چشم نیاز دارد؛ بصیر بودن خداوند به ابزار وابسته نیست.

بنابراین، اشتراک در اصل مفهوم «علم» یا «قدرت» موجب همانندی خداوند و انسان نمی‌شود.

تنزیه بدون تعطیل

«تعطیل صفات» به معنای نفی صفات کمال یا ناممکن‌دانستن هرگونه شناخت از خداوند است. نفی همانندی نباید به تعطیل منتهی شود. دو خطای مقابل در خداشناسی عبارت‌اند از:

  • تشبیه: تصور صفات خداوند همانند ویژگی‌های مخلوقات؛
  • تعطیل: نفی صفات کمال یا امکان هرگونه معرفت درباره خداوند.

راه میانه آن است که:

  • صفات کمال برای خداوند اثبات شوند؛
  • نقص‌ها و محدودیت‌های مخلوقانه از او نفی شوند؛
  • چگونگی ذات و صفات خداوند به صورت جسمانی تصور نشود؛
  • معرفت معتبر بر عقل، قرآن و تعالیم معصومان علیهم السلام استوار باشد.

آیه «لیس کمثله شیء وهو السمیع البصیر» خود این دو اصل را در کنار یکدیگر قرار داده است.

صفات خبری

در قرآن و روایات تعبیرهایی مانند «وجه»، «ید» و «عرش» درباره خداوند به‌کار رفته‌اند. با توجه به اصل «لیس کمثله شیء»، این الفاظ نباید بدون قرینه به اعضای جسمانی و ویژگی‌های مادی تفسیر شوند. در تفسیر امامیه، چنین تعبیرهایی بر اساس سیاق می‌توانند به معانی‌ای مانند این موارد اشاره کنند:

  • «ید» به‌معنای قدرت، سلطه یا نعمت؛
  • «وجه» به‌معنای ذات، جهت الهی یا آنچه برای خدا انجام می‌شود؛
  • استوا بر عرش به‌معنای سلطنت و تدبیر، نه نشستن جسمانی.

تفسیر هر آیه باید بر اساس زبان عربی، سیاق، دیگر آیات و روایات معتبر انجام شود. اصل بی‌همتایی خداوند معیار نفی معانی جسمانی است.

صفات خداوند عین ذات او

در الهیات امامیه، صفات ذاتی کمال مانند علم، قدرت و حیات، حقایقی جدا و افزوده بر ذات خداوند دانسته نمی‌شوند؛ بلکه عین ذات او هستند. اگر صفات کمال اموری مستقل و افزوده بر ذات باشند، ذات خداوند برای برخورداری از کمال به آنها نیازمند خواهد شد و نوعی ترکیب در او راه می‌یابد. ترکیب نیز با بی‌نیازی مطلق سازگار نیست.

عینیت صفات و ذات به این معنا نیست که مفهوم علم، قدرت و حیات یکسان است؛ این مفاهیم در ذهن متفاوت‌اند، اما مصداق آنها در خداوند یک حقیقت بسیط است.

آیا انسان صورت خداست؟

در برخی متون دینی تعابیری درباره نسبت انسان و صفات الهی آمده است. چنین تعبیرهایی نباید به همانندی جسمانی یا اشتراک در ذات تفسیر شوند. انسان می‌تواند در مرتبه محدود و مخلوقانه دارای علم، قدرت، رحمت و عدالت باشد؛ اما این صفات در او:

  • محدودند؛
  • اکتسابی یا اعطاشده‌اند؛
  • تغییرپذیرند؛
  • به خداوند وابسته‌اند.

بنابراین، برخورداری انسان از برخی صفات کمال به‌صورت محدود، او را مثل یا همتای خداوند نمی‌کند.

شناخت خداوند با وجود بی‌همتایی

بی‌همتایی خداوند مانع اصل شناخت او نیست. انسان می‌تواند بداند که خداوند:

  • وجود دارد؛
  • یگانه است؛
  • عالم و قادر است؛
  • زنده، حکیم و عادل است؛
  • جسم و محدود نیست؛
  • خالق و پروردگار جهان است.

آنچه از دسترس شناخت کامل انسان بیرون است، احاطه بر حقیقت ذات خداوند و چگونگی صفات نامحدود اوست؛ بنابراین، میان این دو گزاره تفاوت وجود دارد:

  • شناخت اجمالی و معتبر صفات خداوند ممکن است؛
  • احاطه کامل بر حقیقت ذات او ممکن نیست.

بی‌همتایی و عبادت

اگر خداوند هیچ مثل، ند و کفوی ندارد، عبادت نیز تنها شایسته اوست. موجودات دیگر هر اندازه دارای مقام و فضیلت باشند، آفریده و وابسته به خداوندند. انبیا، فرشتگان و امامان علیهم السلام:

  • بندگان خداوندند؛
  • قدرت مستقل از او ندارند؛
  • به اذن او عمل می‌کنند؛
  • موضوع عبادت قرار نمی‌گیرند.

توسل و شفاعت نیز در نگرش توحیدی بر اذن و قدرت خداوند استوارند و نباید به استقلال واسطه‌ها از او تفسیر شوند.

ارتباط با فراز پیشین

فراز پیشین درباره احاطه، غلبه، قوّت و قدرت خداوند بود: لَهُ الْإِحاطَةُ بِکُلِّ شَیْءٍ، وَ الْغَلَبَةُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ، وَ الْقُوَّةُ فی کُلِّ شَیْءٍ، وَ الْقُدْرَةُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ، سپس آمده است: وَ لَیْسَ مِثْلَهُ شَیْءٌ، این ترتیب نشان می‌دهد که صفات خداوند نباید با صفات محدود آفریدگان مقایسه شوند. قدرت خداوند جسمانی، احاطه او مکانی و غلبه‌اش نتیجه نبرد با نیرویی هم‌سطح نیست.

ارتباط با فراز بعدی

پس از بیان بی‌همتایی خداوند، خطبه او را ایجادکننده موجودات معرفی می‌کند: وَ هُوَ مُنْشِئُ الشَّیْءِ حینَ لا شَیْءَ، «او پدیدآورنده اشیا در هنگامی است که چیزی وجود نداشت.» پیوند این دو فراز نشان می‌دهد که خداوند همانند موجودات نیست؛ زیرا موجودات آفریده‌اند، اما او آفریننده و بی‌نیاز از علت و آفریننده است.

ارتباط با خطبه غدیر

موضوع مستقیم این فراز، توحید و تنزیه خداوند است. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله پیش از اعلام ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام، خداوند را یگانه و بی‌همتا معرفی می‌کند. این مقدمه نشان می‌دهد مقام پیامبرصلی الله علیه وآله، امیرالمؤمنین علیه السلام و دیگر اولیای الهی، هر اندازه والا باشد، در چارچوب بندگی خداوند قرار دارد. هیچ‌یک مثل، شریک یا همتای خداوند نیستند و اعتبار ولایت آنان از فرمان و اذن او سرچشمه می‌گیرد.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ↑ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۳۶–۳۷.

منابع

  • مجمع البیان فی تفسیر القرآن ؛ فضل بن حسن طبرسی، تحقیق: سید هاشم رسولی محلاتی و سید فضل‌الله یزدی طباطبایی، بیروت: دار المعرفة، ۱۴۰۸ق.