علم خداوند به باطنها در خطبه غدیر
علم خداوند به باطنها در خطبه غدیر به فرازی از بخش نخست خطبه غدیر اشاره دارد که در آن، علم خداوند نسبت به آشکار و پنهان موجودات و آنچه در درون انسانهاست بیان شده است. در این فراز، خداوند بهعنوان عالمی معرفی میشود که چیزی از او پنهان نمیماند؛ نه اعمال آشکار بندگان و نه نیتها، اندیشهها و اسرار درونی آنان.
معنای فراز
در بخش آغازین خطبه غدیر آمده است: قَدْ فَهِمَ السَّرائِرَ، وَ عَلِمَ الضَّمائِرَ، وَ لَمْ تَخْفَ عَلَیْهِ الْمَکْنُوناتُ، وَ لا اشْتَبَهَتْ عَلَیْهِ الْخَفِیّاتُ، «رازها را میداند و از درونها آگاه است؛ امور نهفته بر او پوشیده نیستند و پدیدههای پنهان بر او مشتبه نمیشوند.»
این عبارت از چهار بخش تشکیل شده است:
- فَهِمَ السَّرائِرَ؛ به رازها آگاه است؛
- عَلِمَ الضَّمائِرَ؛ درونها و نیتها را میداند؛
- لَمْ تَخْفَ عَلَیْهِ الْمَکْنُوناتُ؛ امور نهفته از او پنهان نیستند؛
- لا اشْتَبَهَتْ عَلَیْهِ الْخَفِیّاتُ؛ امور پنهان بر او مشتبه نمیشوند.
تکرار واژههای نزدیک به یکدیگر برای تأکید بر فراگیری علم خداوند و نفی هرگونه جهل، فراموشی یا اشتباه در علم اوست.
معنای فَهِمَ
«فَهِمَ» در زبان عربی به دریافتن و شناختن معنا گفته میشود. فهم انسان معمولاً فرایندی تدریجی است؛ انسان با شنیدن، مشاهدهکردن، بررسی نشانهها و استدلال به نتیجه میرسد. کاربرد «فهم» درباره خداوند بهمعنای انتقال از نادانی به دانایی یا کشف مطلبی تازه نیست. علم خداوند ازلی و ذاتی است و چیزی پس از پنهانبودن برای او آشکار نمیشود؛ بنابراین، «فهم السرائر» در این فراز بهمعنای آگاهی کامل خداوند از رازهاست، نه فهم تدریجی و اکتسابی مانند انسان.
معنای سرائر
«سرائر» جمع «سریره» و از ریشه «سِرّ» است. «سریره» به درون، راز، نیت یا حالتی گفته میشود که از دیگران پنهان است. سرائر میتواند این موارد را دربر گیرد:
- نیتهای آشکارنشده؛
- تصمیمهای درونی؛
- انگیزههای اعمال؛
- باورهای پنهان؛
- رازهایی که انسان از دیگران مخفی میکند؛
- گرایشها و مقاصد باطنی.
قرآن میفرماید:
أَ وَ لا یَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ ما یُسِرُّونَ وَ ما یُعْلِنُونَ؛ آیا نمیدانند که خداوند آنچه را پنهان میکنند و آنچه را آشکار میسازند، میداند؟
(بقره:۷۷) «اسرار» تنها به سخنی که بر زبان نیامده محدود نیست و همه انگیزهها و امور پنهان انسان را شامل میشود.
معنای ضمائر
«ضمائر» جمع «ضمیر» است. ضمیر در این سیاق به درون انسان و آنچه در ذهن و قلب او قرار دارد اشاره میکند. از جمله مصادیق ضمائر میتوان به این موارد اشاره کرد:
- نیت؛
- قصد؛
- اندیشه؛
- باور؛
- تصمیم؛
- انگیزه؛
- حالت درونی.
تفاوت دقیق «سرائر» و «ضمائر» در همه کاربردها ثابت نیست. میتوان گفت «سرائر» بر رازهای پنهان تأکید دارد و «ضمائر» بیشتر ناظر به محتوا و حالات درونی انسان است. این دو واژه در فراز خطبه، معنایی نزدیک و تکمیلکننده دارند.[۱]
معنای مکنونات
«مکنونات» جمع «مکنون» و از ریشه «کَنَّ» بهمعنای پوشیده و نهفتهبودن است. مکنون به چیزی گفته میشود که در پوشش قرار گرفته یا از دسترس و مشاهده دیگران پنهان شده است. مکنونات میتواند شامل این موارد باشد:
- رازهای پنهان؛
- امور ناشناخته برای انسانها؛
- واقعیتهای نهفته در جهان؛
- رخدادهایی که هنوز آشکار نشدهاند؛
- آنچه در ذهن و دل موجودات پوشیده است.
عبارت «لَمْ تَخْفَ عَلَیْهِ الْمَکْنُوناتُ» بیان میکند که هیچ پوشش، فاصله یا مانعی نمیتواند چیزی را از علم خداوند پنهان سازد.
معنای خفیّات
«خفیّات» جمع «خفیّه» و بهمعنای امور پنهان و ناپیداست. خفیّات میتواند هر چیزی را دربر گیرد که برای انسان یا دیگر مخلوقات آشکار نیست. در عبارت: وَ لا اشْتَبَهَتْ عَلَیْهِ الْخَفِیّاتُ، تنها پنهاننبودن امور مطرح نیست؛ بلکه خطاناپذیری علم خداوند نیز بیان شده است. امور پنهان برای او با یکدیگر اشتباه نمیشوند و علم او گرفتار ابهام، احتمال و تردید نیست.
تفاوت چهار تعبیر
چهار تعبیر این فراز حوزه معنایی نزدیک دارند، اما میتوان جهت تأکید آنها را چنین نشان داد:
| تعبیر | معنای اصلی | جهت تأکید |
|---|---|---|
| السَّرائِر | رازها | امور مخفی و آشکارنشده |
| الضَّمائِر | درونها | نیتها، افکار و انگیزهها |
| الْمَکْنُونات | نهفتهها | امور پوشیده و ذخیرهشده |
| الْخَفِیّات | پنهانیها | اموری که برای دیگران ناپیدا یا مشتبهاند |
این تفکیک تقریبی است و واژهها در کاربردهای گوناگون میتوانند همپوشانی داشته باشند. مقصود اصلی فراز، بیان فراگیری و خطاناپذیری علم خداوند است.
علم خداوند به پنهانتر از راز
قرآن علم خداوند را شامل «راز» و آنچه از راز نیز پنهانتر است معرفی میکند:
وَ إِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ یَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفی؛ اگر سخن را آشکار کنی، او راز و پنهانتر از آن را میداند.
(طه:۷) مفسران درباره «أخفی» احتمالهای گوناگونی مطرح کردهاند؛ از جمله:
- آنچه هنوز بهصورت اندیشه روشن در ذهن انسان شکل نگرفته است؛
- اموری که انسان خود نیز آنها را فراموش کرده است؛
- آینده و نتایج پنهان امور.
- رازهایی که از دیگر رازها پوشیدهترند.
همه این تفسیرها بر مرتبهای از علم خداوند دلالت دارند که از آگاهی انسان به خود و جهان فراتر است.
علم خداوند به دلها
قرآن میفرماید:
قُلْ إِنْ تُخْفُوا ما فی صُدُورِکُمْ أَوْ تُبْدُوهُ یَعْلَمْهُ اللَّهُ؛ بگو: اگر آنچه را در سینههای شماست پنهان کنید یا آشکار سازید، خداوند آن را میداند.
(آلعمران:۲۹) این آیه نشان میدهد که بیان یا پنهانکردن یک نیت، تغییری در علم خداوند ایجاد نمیکند. اظهارکردن، وسیله آگاهی دیگران است، اما خداوند پیش از اظهار نیز از آن آگاه است.
در سوره ممتحنه نیز آمده است:
وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَیْتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ؛ و من به آنچه پنهان کردهاید و آنچه آشکار ساختهاید، داناترم.
(ممتحنه:۱)
علم خداوند به سخن پنهان
قرآن میفرماید:
وَ أَسِرُّوا قَوْلَکُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ؛ سخن خود را پنهان کنید یا آن را آشکار سازید؛ او به آنچه در سینههاست داناست.
(ملک:۱۳) سپس علت این آگاهی را چنین بیان میکند:
أَ لا یَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطیفُ الْخَبیرُ؛ آیا کسی که آفریده است نمیداند، درحالیکه او لطیف و آگاه است؟
(ملک:۱۴) این دو آیه میان آفرینندگی و علم خداوند ارتباط برقرار میکنند. خداوندی که انسان و تواناییهای درونی او را آفریده، به حقیقت و حالات او آگاه است.
علم خداوند به کوچک و بزرگ
هیچچیز بهسبب کوچکی، دوری یا پنهانبودن از علم خداوند خارج نمیشود:
عالِمِ الْغَیْبِ لا یَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِی السَّماواتِ وَ لا فِی الْأَرْضِ وَ لا أَصْغَرُ مِنْ ذلِکَ وَ لا أَکْبَرُ إِلَّا فی کِتابٍ مُبینٍ؛ دانای غیب است؛ بهاندازه ذرهای در آسمانها و زمین از او پنهان نمیماند و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر، مگر آنکه در کتابی روشن ثبت است.
(سبأ:۳) مقصود از «ذره» در این آیه بیان نهایت کوچکی در فهم مخاطبان است. آیه علم خداوند را به همه مراتب آفرینش تعمیم میدهد.
علم ذاتی خداوند
علم خداوند از صفات ذاتی اوست. این علم دارای ویژگیهایی است که آن را از علم انسان متمایز میکند:
- ازلی است و آغاز زمانی ندارد؛
- اکتسابی نیست؛
- به حواس و ابزار وابسته نیست؛
- با فراموشی از میان نمیرود؛
- با احتمال و تردید همراه نیست؛
- ظاهر و باطن را دربر میگیرد؛
- پیش از پیدایش، هنگام وجود و پس از نابودی اشیا برقرار است؛
- موجب تغییر و افزایش در ذات خداوند نمیشود.
خداوند با وقوع یک حادثه، علمی را که پیشتر نداشته به دست نمیآورد. وقوع حادثه، متعلق علم را در جهان خارج محقق میکند، نه اینکه نقصی را از علم خداوند برطرف سازد.
تفاوت علم خداوند و علم انسان
علم انسان محدود، اکتسابی و خطاپذیر است. انسان معمولاً با مشاهده ظاهر، سخن و رفتار دیگران درباره درون آنان داوری میکند؛ اما ممکن است برداشت او اشتباه باشد. علم خداوند چنین نیست:
| علم انسان | علم خداوند |
|---|---|
| محدود و تدریجی است | فراگیر و غیرتدریجی است |
| به ابزار و نشانه نیاز دارد | به ابزار و نشانه وابسته نیست |
| ممکن است با خطا همراه باشد | خطا و اشتباه در آن راه ندارد |
| بیشتر به ظاهر دسترسی دارد | ظاهر و باطن را میداند |
| دچار فراموشی میشود | فراموشی در علم او راه ندارد |
دلیل عقلی علم خداوند به باطنها
برای علم خداوند به باطن موجودات، استدلالهای عقلی مختلفی مطرح شده است.
آفرینندگی خداوند
خداوند آفریننده انسان، ذهن، اراده و تواناییهای درونی اوست. آفرینش آگاهانه و حکیمانه بدون علم به آفریده و ویژگیهای آن تصور نمیشود.
آیه «أَ لا یَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ» نیز به همین ارتباط میان خلق و علم اشاره دارد.
نفی جهل از خداوند
جهل نوعی نقص و محدودیت است. اگر امری از خداوند پنهان باشد، علم او محدود خواهد بود؛ درحالیکه محدودیت با کمال مطلق و واجبالوجود بودن خداوند سازگار نیست.
علم علت به معلول
برخی فیلسوفان گفتهاند علت هستیبخش به معلول خود علم دارد؛ زیرا وجود و ویژگیهای معلول از آن علت سرچشمه میگیرند. بر این اساس، همه مراتب وجودی مخلوقات، از جمله حالات درونی آنها، در قلمرو علم خداوند قرار دارند.
این استدلال یکی از تقریرهای فلسفی علم الهی است و نباید آن را تنها دلیل یا بیان مورد اتفاق همه متکلمان دانست.
علم خداوند در نهجالبلاغه
امیرالمؤمنین علیه السلام درباره گستردگی علم خداوند میفرماید: یَعْلَمُ عَجیجَ الْوُحُوشِ فِی الْفَلَواتِ، وَ مَعاصِیَ الْعِبادِ فِی الْخَلَواتِ، وَ اخْتِلافَ النِّینانِ فِی الْبِحارِ الْغامِراتِ، وَ تَلاطُمَ الْماءِ بِالرِّیاحِ الْعاصِفاتِ، «بانگ جانوران وحشی را در بیابانها، گناهان بندگان را در خلوتها، رفتوآمد ماهیان را در دریاهای ژرف و تلاطم آب را بر اثر بادهای سخت میداند.»[۲] این عبارت نمونههایی از امور دور، پنهان و دسترسناپذیر برای انسان را بیان میکند تا فراگیری علم خداوند را نشان دهد.
علم خداوند به نیتها
ارزش اخلاقی یک عمل تنها به ظاهر آن وابسته نیست و نیت و انگیزه نیز در ارزیابی آن نقش دارند. ممکن است دو عمل از نظر ظاهر یکسان باشند، اما بهسبب تفاوت در انگیزه، ارزش متفاوتی داشته باشند. علم خداوند به ضمائر به این معناست که:
- ریا از اخلاص بر او پوشیده نیست؛
- انگیزه خیر و شر را میداند؛
- ادعای ظاهری جای حقیقت درونی را نمیگیرد؛
- نیت نیکِ تحققنیافته را از قصد دروغین تشخیص میدهد؛
- داوری او تنها بر ظاهر اعمال استوار نیست.
بااینحال، میزان مسئولیت انسان نسبت به نیت، تصمیم و عمل، تابع شرایط و ضوابطی است که در مباحث اخلاقی و فقهی بررسی میشوند. هر خطور غیرارادی ذهنی را نمیتوان گناه اختیاری دانست.
خطور ذهنی و نیت اختیاری
علم خداوند همه خطورات ذهنی را دربر میگیرد، اما آگاهی خداوند از یک فکر به این معنا نیست که انسان برای هر اندیشه ناخواسته مجازات میشود. باید میان این امور تفاوت گذاشت:
- خطور غیرارادی؛
- وسوسهای که انسان آن را نمیپذیرد؛
- تصمیم آگاهانه؛
- قصد انجام عمل؛
- انجام خارجی عمل.
مسئولیت اخلاقی با آگاهی، اختیار و پذیرش انسان ارتباط دارد. علم خداوند به خطورات، مستلزم یکسانبودن حکم همه آنها نیست.
علم خداوند و اختیار انسان
علم پیشین خداوند به اعمال انسان، اختیار او را از میان نمیبرد. خداوند میداند انسان با اراده خود چه انتخابی خواهد کرد؛ اما علم خداوند علت مجبورشدن انسان به آن انتخاب نیست. به بیان دیگر:
- خداوند انتخاب انسان را همانگونه که اختیاری است میداند.
- دانستن یک عمل با مجبورکردن فاعل به انجام آن متفاوت است؛
- مسئولیت انسان بر اراده و اختیار او استوار است؛
- علم خداوند خطاپذیر نیست، اما اختیار انسان نیز واقعی است.
تفصیل نسبت علم پیشین خداوند و اختیار انسان در مباحث جبر و اختیار بررسی میشود.
علم خداوند و حریم خصوصی انسان
علم خداوند به باطنها مجوزی برای تجسس انسانها در زندگی یکدیگر نیست. علم الهی ذاتی، کامل و عادلانه است؛ اما انسانها از درون دیگران آگاهی کامل ندارند و ممکن است دچار سوءظن و خطا شوند. ازاینرو، باید میان این دو موضوع تفکیک کرد:
- هیچ رازی از خداوند پنهان نیست؛
- انسان بدون دلیل و مجوز حق تجسس در امور پنهان دیگران را ندارد.
اعتقاد به علم خداوند باید موجب مراقبت انسان از نیت و عمل خود شود، نه دخالت بیضابطه در زندگی دیگران.
ارتباط با فراز پیشین
فراز پیشین خطبه میگوید: لا یَعْجَلُ بِانْتِقامِهِ، وَ لا یُبادِرُ إِلَیْهِمْ بِما اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ، و سپس میافزاید: قَدْ فَهِمَ السَّرائِرَ، وَ عَلِمَ الضَّمائِرَ، این ترتیب نشان میدهد که شتابنکردن خداوند در مجازات، ناشی از پنهانماندن جرم یا نیت مجرم نیست. خداوند به ظاهر و باطن اعمال آگاه است و بر اساس علم کامل مهلت میدهد یا مجازات میکند.
ارتباط با فراز بعدی
در فراز بعد آمده است: لَهُ الْإِحاطَةُ بِکُلِّ شَیْءٍ، وَ الْغَلَبَةُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ، «احاطه بر هر چیز و غلبه بر هر چیز از آنِ اوست.» علم به سرائر و ضمائر یکی از جلوههای احاطه خداوند بر موجودات است. هیچ امر ظاهری یا باطنی از قلمرو علم و قدرت او خارج نیست.
ارتباط با ولایت در خطبه غدیر
معنای مستقیم این فراز، علم خداوند به همه اسرار و نیتهاست. با توجه به ساختار کلی خطبه غدیر، برخی شارحان آن را هشداری دانستهاند که پذیرش یا مخالفت با فرمان الهی تنها در رفتار ظاهری خلاصه نمیشود و انگیزههای درونی نیز نزد خداوند آشکارند.[۳] بر اساس این تفسیر، ایمان، نفاق، وفاداری و مخالفت پنهان از علم خداوند خارج نیستند. بااینحال، عبارت خطبه معنایی عام دارد و به همه نیتها و امور پنهان انسانها مربوط است؛ بنابراین، نباید آن را تنها به مخالفان ولایت محدود کرد.[۴]
جستارهای وابسته
- خطبه غدیر
- ولایت ائمه علیهم السلام
پانویس
منابع
- شرح خطبه غدیر؛ محمدرضا شریفی، اصفهان: انتشارات نورالحیات، ۱۴۴۶ق.
- شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم؛ محمدتقی نقوی، تهران: انتشارات منیر، ۱۳۷۴ش.
- نهج البلاغه؛ محمد بن حسین شریف رضی، تحقیق: عزیزالله عطاردی، تهران: بنیاد نهج البلاغه، ۱۴۱۳ق.
