پرش به محتوا

احاطه، غلبه، قوت و قدرت خداوند بر اشیاء در خطبه غدیر

از ویکی غدیر
احاطه، غلبه، قوه و قدرت خداوند بر اشیاء
احاطه، غلبه، قوّت و قدرت خداوند بر موجودات
مشخصات فراز
بخشبخش آغازین خطبه غدیر؛ حمد و توصیف صفات الهی
موضوعاحاطه، غلبه، قوّت و قدرت خداوند بر همه موجودات
مفاهیماحاطه علمی، احاطه تکوینی، غلبه، قوّت، قدرت، قاهریت و توحید
منابع و پیوندها
آیاتبقره: ۲۰ و ۱۶۵؛ نساء: ۱۲۶؛ یوسف: ۲۱؛ فصلت: ۵۴؛ ذاریات: ۵۸؛ طلاق: ۱۲؛ یس: ۸۲

احاطه، غلبه، قوت و قدرت خداوند بر اشیاء در خطبه غدیر به فرازهایی از بخش آغازین خطبه غدیر اشاره دارد که در آنها پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از احاطه، غلبه، قوت و قدرت خداوند بر همه اشیاء سخن گفته است.

در این بخش از خطبه، خداوند موجودی دانسته شده است که همه چیز در قلمرو علم و قدرت او قرار دارد و هیچ چیز از سلطه و تدبیر او بیرون نیست. در شرح این فرازها، شارحان خطبه غدیر از چهار محور اصلی سخن گفته‌اند: احاطه خداوند بر اشیاء، غلبه او بر همه موجودات، قوت الهی در تدبیر عالم و قدرت او بر ایجاد، ابقا و تغییر همه چیز.[۱]

فراز خطبه غدیر

در بخش آغازین خطبه غدیر آمده است: لَهُ الْإِحاطَةُ بِکُلِّ شَیْءٍ، وَ الْغَلَبَةُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ، وَ الْقُوَّةُ فی کُلِّ شَیْءٍ، وَ الْقُدْرَةُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ، وَ لَیْسَ مِثْلَهُ شَیْءٌ، «احاطه بر هر چیز، غلبه بر هر چیز، قوّت در هر چیز و قدرت بر هر چیز از آنِ اوست و هیچ چیزی همانند او نیست.» این عبارت از پنج بخش پیوسته تشکیل شده است:

  1. لَهُ الْإِحاطَةُ بِکُلِّ شَیْءٍ؛ احاطه بر همه چیز از آنِ اوست؛
  2. الْغَلَبَةُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ؛ بر همه چیز غلبه دارد؛
  3. الْقُوَّةُ فی کُلِّ شَیْءٍ؛ قوّت او در همه چیز مؤثر و جاری است؛
  4. الْقُدْرَةُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ؛ بر همه چیز تواناست؛
  5. لَیْسَ مِثْلَهُ شَیْءٌ؛ هیچ چیزی مانند او نیست.

جمله پایانی مانع از آن است که احاطه، قوّت و قدرت خداوند مانند ویژگی‌های جسمانی مخلوقات تفسیر شوند.

معنای کلی فراز

چهار وصف این فراز به جنبه‌های مرتبط اما متمایز از حاکمیت خداوند اشاره دارند:

مفهوم معنای اصلی جهت تأکید
احاطه فراگیری علم و تدبیر چیزی از قلمرو علم و سلطه خداوند خارج نیست
غلبه چیرگی و مقهورنشدن هیچ قدرت مستقلی توان شکست‌دادن اراده تکوینی خداوند را ندارد
قوّت نیرومندی و نبود ضعف خداوند در ذات و فعل خود دچار سستی و ناتوانی نیست
قدرت توانایی بر فعل خداوند بر آفرینش و انجام همه امور ممکن تواناست

کنارهم‌آمدن این مفاهیم، علم، سلطه، نیرومندی و توانایی خداوند را به‌صورت جامع بیان می‌کند.

احاطه خداوند

«احاطه» در اصل به دربرگرفتن کامل چیزی گفته می‌شود. احاطه خداوند جسمانی و مکانی نیست؛ زیرا خداوند جسم نیست و در مکان قرار نمی‌گیرد. احاطه الهی را می‌توان از چند جهت توضیح داد:

  • احاطه علمی؛
  • احاطه قدرت؛
  • احاطه تدبیری؛
  • احاطه وجودی یا قیّومی.

همه این کاربردها بیان می‌کنند که هیچ موجودی از علم، قدرت و تدبیر خداوند مستقل نیست.

احاطه علمی

احاطه علمی به این معناست که خداوند به همه مراتب و ویژگی‌های اشیا آگاه است:

  • ظاهر و باطن؛
  • گذشته، حال و آینده؛
  • کوچک و بزرگ؛
  • آشکار و پنهان؛
  • نیت و عمل؛
  • علت‌ها و نتایج.

دلیل احاطه خداوند

برخی محققان برای اثبات این صفت خداوند در خطبه غدیر دو دسته دلایل نقلی و عقلی ارائه کرده‌اند:

دلایل نقلی

  1. … ألا إِنَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ مُحیط؛ آگاه باش! که یقیناً او به همه چیز [با قدرت و دانش بی‌نهایتش‏] احاطه دارد.(فصلت:۵۴)؛
  2. … وَ کانَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ مُحیطا؛ و خدا همواره بر هر چیزی احاطه دارد(نساء:۱۲۶)؛
  3. ... وَ أنَّ اللَّهَ قَدْ أحاطَ بِکُلِّ شَیْءٍ عِلْماً؛ و اینکه یقیناً علم خدا به همه چیز احاطه دارد(طلاق:۱۲)؛
  4. ... وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلی أمْرِهِ وَ لکِنَّ أکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُون؛ و خدا بر کار خود چیره و غالب است، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند.(یوسف:۲۱)‏؛
  5. کَتَبَ اللَّهُ لَأغْلِبَنَّ أنَا وَ رُسُلی‏ ...؛ همانا خدا نیرومند و توانای شکست‌ناپذیر است(مجادله:۲۱)؛
  6. ... وَ لَوْ یَرَی الَّذینَ ظَلَمُوا إِذْ یَرَوْنَ الْعَذابَ أنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً…؛ و اگر کسانی که [با انتخاب معبودهای باطل‏] ستم روا داشتند، هنگامی که عذاب را ببینند، بی‌تردید بفهمند که همه قدرت ویژه خداست.(بقره:۱۶۵)؛
  7. إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتین؛ بی‌تردید خدا خود روزی‌دهنده و صاحب قدرتِ استوار است(ذاریات:۵۸)؛
  8. … أ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیر؛ آیا ندانسته‌ای که خدا بر هر کاری تواناست؟(بقره:۱۰۶)؛
  9. ... وَ یَعْلَمُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأرْضِ وَ اللَّهُ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیر؛ و نیز آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است، می‌داند و خدا بر هر چیز تواناست.(آل عمران:۲۹)؛
  10. ... لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیر؛ هیچ چیزی مانند او نیست و او شنوا و بیناست(شورا:۱۱).

دلیل عقلی

در برخی منابع دلیل عقلی اقامه‌شده برای اثبات احاطه و غلبه و قوه و قدرت خداوند بر اشیا چنین صورت‌بندی شده است: اگر خداوند بر اشیاء غلبه نداشته باشد، باید گفت که خدای سبحان ناتوان است و هر ناتوانی ناقص است؛ پس خدا ناقص است. چون هر موجود ناقصی مخلوق است، لازم می‌آید خداوند مخلوق باشد و هر مخلوقی ممکن الوجود است.

مفروض این است که خدا واجب الوجود است به دلایل متعددی ثابت شده که واجب الوجود بالذات، واجب الوجود از جمیع جهات است و از تمامی نقایص منزه و مبری است. پس قدرت، علم، قوت و تمام صفات او همچون ذاتش نامتناهی است و محدود به‌حدی نیست.[۲]

احاطه قدرت و تدبیر

احاطه خداوند تنها به علم محدود نیست. موجودات در اصل وجود، ادامه حیات و آثار خود نیز به او وابسته‌اند. احاطه قدرت و تدبیر به این معناست که:

  • هیچ موجودی مستقل از خداوند به وجود نمی‌آید؛
  • ادامه وجود موجودات از قدرت او خارج نیست؛
  • قوانین و نظام جهان تحت ربوبیت او قرار دارند؛
  • هیچ قدرتی در عرض قدرت خداوند استقلال ندارد؛
  • همه علت‌ها در تأثیرگذاری خود به اذن و آفرینش خداوند وابسته‌اند.

این معنا را گاه «احاطه تکوینی» یا «احاطه قیّومی» می‌نامند.

همراهی احاطه علمی و قدرت

قرآن در آیه‌ای علم و قدرت خداوند را در کنار یکدیگر آورده است: لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِکُلِّ شَیْءٍ عِلْماً؛ تا بدانید که خداوند بر هر چیزی تواناست و علم خداوند بر هر چیزی احاطه دارد.(طلاق:۱۲) در این آیه، «قدرت بر همه چیز» و «احاطه علمی به همه چیز» از یکدیگر تفکیک و در عین حال کنار هم بیان شده‌اند.

احاطه وجودی

برخی فیلسوفان و متکلمان، وابستگی کامل موجودات به خداوند را «احاطه وجودی» نامیده‌اند. بر اساس این تفسیر، مخلوقات تنها در آغاز آفرینش به خداوند نیاز ندارند، بلکه در هر لحظه برای ادامه وجود خود به او وابسته‌اند. این احاطه به‌معنای یکی‌بودن خدا و جهان یا حلول خداوند در موجودات نیست. خالق و مخلوق یک حقیقت نیستند؛ بلکه وجود مخلوق از خداوند و وابسته به اوست.

معنای غلبه

«غلبه» به‌معنای چیرگی و برتری است. غلبه خداوند بر همه اشیا یعنی هیچ موجودی نمی‌تواند او را مغلوب یا از تحقق اراده تکوینی‌اش ناتوان کند. قرآن می‌فرماید: وَ اللَّهُ غالِبٌ عَلیٰ أَمْرِهِ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ؛ خداوند بر کار خود غالب است، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند.(یوسف:۲۱)

در داستان یوسف علیه السلام، انسان‌ها برنامه‌هایی برای جلوگیری از تحقق امور داشتند، اما تدبیر الهی به نتیجه رسید. آیه نشان می‌دهد که اراده و نقشه انسان‌ها نمی‌تواند حاکمیت خداوند را از میان ببرد.

غلبه الهی و کشمکش

غلبه خداوند مانند پیروزی یک نیروی جسمانی بر نیرویی هم‌سطح نیست. هیچ موجودی در عرض خداوند، قدرتی مستقل و هم‌رتبه با او ندارد؛ بنابراین، غلبه الهی:

  • پس از ضعف به دست نمی‌آید؛
  • به ابزار و نیروی کمکی نیاز ندارد؛
  • نتیجه نبرد دو قدرت هم‌سطح نیست.
  • موقت یا زوال‌پذیر نیست؛
  • با احتمال شکست همراه نمی‌شود.

همه قدرت‌های مخلوقات در اصل وجود و اثر خود به خداوند وابسته‌اند.

غلبه و قاهریت

«غلبه» با قاهریت خداوند ارتباط نزدیک دارد. هر دو بر چیرگی و برتری خداوند دلالت می‌کنند، اما می‌توان جهت تأکید آنها را چنین توضیح داد:

  • «غلبه» بر تحقق اراده و مقهورنشدن خداوند تأکید دارد؛
  • «قاهریت» بر قرارداشتن همه موجودات در قلمرو سلطه و قدرت خداوند دلالت می‌کند.

این تفکیک تقریبی است و دو واژه در بسیاری از کاربردها هم‌پوشانی دارند.

معنای قوّت

«قوّت» به نیرومندی و توان استوار گفته می‌شود. قوّت خداوند به این معناست که ضعف، سستی، خستگی و فرسودگی در ذات و فعل او راه ندارند. قرآن می‌فرماید: إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتینُ؛ همانا خداوند خود روزی‌دهنده و صاحب قوّت استوار است.(ذاریات:۵۸) صفت «متین» بر استحکام و زوال‌ناپذیری قوّت الهی تأکید دارد. خداوند در اثر آفرینش و تدبیر جهان دچار کاهش نیرو یا خستگی نمی‌شود.

معنای «القوّة فی کلّ شیء»

عبارت «الْقُوَّةُ فی کُلِّ شَیْءٍ» ممکن است به‌اشتباه به حضور ذات خداوند در درون اشیا تفسیر شود. چنین برداشتی با تنزیه خداوند و جمله بعدی خطبه، «هیچ چیزی مانند او نیست»، سازگار نیست. مقصود را می‌توان چنین توضیح داد:

  • آثار قوّت خداوند در همه موجودات و افعال آنان جریان دارد؛
  • هر نیرویی که مخلوقات دارند، آفریده و وابسته به خداوند است؛
  • هیچ موجودی نیروی مستقل از خداوند ندارد؛
  • نظام جهان با قوّت و تدبیر الهی برقرار است.

بنابراین، «فی کل شیء» بیانگر فراگیری اثر و وابستگی موجودات است، نه حلول یا اتحاد خداوند با مخلوقات.

قوّت موجودات و قوّت خداوند

موجودات نیز دارای قوّت‌اند، اما قوّت آنان ویژگی‌هایی متفاوت دارد:

  • محدود است؛
  • اکتسابی یا اعطاشده است؛
  • کاهش و افزایش می‌یابد؛
  • به شرایط و ابزار وابسته است؛
  • می‌تواند از میان برود.

قوّت خداوند ذاتی، نامحدود، مستقل و زوال‌ناپذیر است. توانایی مخلوقات در طول قدرت خداوند قرار دارد، نه در عرض آن. قرآن می‌فرماید: أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً؛ همه قوّت از آنِ خداوند است.(بقره:۱۶۵) این آیه استقلال در قوّت را از مخلوقات نفی می‌کند، نه اصل توانایی محدود و وابسته آنان را.

معنای قدرت

«قدرت» در اصطلاح کلامی به توانایی انجام فعل بر اساس اراده گفته می‌شود. قدرت خداوند به این معناست که او بر آفرینش، حفظ، تغییر و پایان‌بخشیدن به همه امور ممکن تواناست. در قرآن، بارها بر قدرت مطلق الهی تأکید شده است:

  • إِنَّ اللَّهَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ؛ همانا خداوند بر هر چیزی تواناست.(بقره:۲۰)
  • لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِکُلِّ شَیْءٍ عِلْماً؛ تا بدانید که خداوند بر هر چیزی تواناست و اینکه خداوند از روی علم بر هر چیزی احاطه دارد.(طلاق:۱۲) این آیه از مهم‌ترین شواهد برای پیوند میان قدرت و احاطه علمی خداوند است.
  • إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ؛ فرمان او چنین است که چون چیزی را اراده کند، فقط به آن می‌گوید: باش، پس موجود می‌شود.(یس:۸۲) برخی شارحان خطبه غدیر این آیات را در توضیح قدرت فراگیر خداوند بر ایجاد و تدبیر موجودات یاد کرده‌اند.[۳]

قدرت خداوند:

  • ذاتی است؛
  • از موجود دیگری گرفته نشده است؛
  • به ابزار و ماده قبلی وابسته نیست؛
  • محدود به زمان و مکان نیست؛
  • با خستگی و کاهش همراه نمی‌شود؛
  • همه امور ممکن را دربر می‌گیرد.

تفاوت قوّت و قدرت

«قوّت» و «قدرت» در بسیاری از کاربردها نزدیک به یکدیگرند، اما می‌توان تفاوت تأکیدی آنها را چنین بیان کرد:

  • «قوّت» بر نیرومندی، استحکام و نبود ضعف تأکید دارد.
  • «قدرت» بر توانایی انجام فعل بر اساس اراده دلالت می‌کند.

برای نمونه، تعبیر «ذوالقوّة المتین» بر قوّت استوار خداوند و تعبیر «علی کل شیء قدیر» بر گستره توانایی او تأکید دارد. این تفاوت به‌معنای جدایی واقعی صفات خداوند از ذات یا از یکدیگر نیست. در الهیات امامیه، صفات ذاتی کمال، عین ذات خداوند دانسته می‌شوند.

قدرت خداوند و اراده

قدرت به‌معنای تحقق بی‌قاعده همه امور نیست. افعال خداوند بر علم، اراده و حکمت استوارند. قرآن می‌فرماید: إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ؛ فرمان او چنین است که هرگاه چیزی را اراده کند، به آن می‌گوید: باش؛ پس موجود می‌شود.(یس:۸۲) تعبیر «کن فیکون» به‌معنای نیاز خداوند به تلفظ کلمه یا ابزار صوتی نیست؛ بلکه سرعت، نفوذ و بی‌نیازی اراده تکوینی او را بیان می‌کند.

آیا قدرت خداوند شامل محال می‌شود؟

تعبیر «قدرت بر هر چیز» به امور ممکن تعلق دارد. تناقض‌های ذاتی، مانند اجتماع وجود و عدم یک چیز در یک زمان و از یک جهت، «چیز ممکن» محسوب نمی‌شوند تا موضوع قدرت قرار گیرند. برای نمونه، ساختن «دایره مربع» یا موجودی که هم‌زمان از همان جهت موجود و معدوم باشد، فعل ممکن نیست. تحقق‌نیافتن تناقض، نشانه ناتوانی خداوند نیست؛ زیرا تناقض قابلیت تحقق ندارد.

بنابراین:

  • قدرت خداوند نامحدود است؛
  • هر امر ممکنی در قلمرو قدرت اوست؛
  • محال ذاتی موضوع قدرت قرار نمی‌گیرد؛
  • محال‌بودن یک تناقض، محدودیتی در فاعل ایجاد نمی‌کند.

قدرت خداوند و افعال خلاف حکمت

خداوند بر اساس علم، عدالت و حکمت عمل می‌کند. انجام‌ندادن ظلم یا فعل بیهوده از ناتوانی ناشی نمی‌شود؛ بلکه ظلم و بیهودگی با کمال و حکمت او ناسازگارند. قدرت کامل به این معنا نیست که نقص و بی‌حکمتی به خداوند نسبت داده شود. ناتوانی، جهل و ظلم صفات کمال نیستند تا انجام آنها نشانه قدرت باشد.

قدرت خداوند و اختیار انسان

قدرت فراگیر خداوند اختیار انسان را نفی نمی‌کند. انسان توانایی و فرصت انتخاب را از خداوند دریافت کرده، اما در محدوده‌ای واقعی تصمیم می‌گیرد و در برابر انتخاب خود مسئول است. نسبت قدرت خداوند و اختیار انسان را می‌توان چنین توضیح داد:

  • اصل وجود و توانایی انسان از خداوند است؛
  • خداوند امکان انتخاب را به انسان داده است.
  • انسان با اراده خود یکی از گزینه‌های ممکن را انتخاب می‌کند.
  • اختیار انسان مستقل از قدرت خداوند نیست؛
  • وابستگی به خداوند به‌معنای مجبوربودن انسان نیست.

در دیدگاه امامیه، نه جبر کامل پذیرفته می‌شود و نه استقلال کامل انسان از خداوند؛ بلکه فعل انسان هم به خود او و هم در مرتبه‌ای بالاتر به نظام آفرینش الهی نسبت داده می‌شود.

دلیل عقلی قدرت خداوند

متکلمان برای قدرت خداوند تقریرهای مختلفی مطرح کرده‌اند. یکی از این تقریرها بر واجب‌الوجود بودن خداوند استوار است:

  1. ناتوانی نوعی نقص است؛
  2. واجب‌الوجود از نقص و نیاز منزّه است؛
  3. خداوند علت و آفریننده موجودات است؛
  4. قدرت مخلوقات نیز در نهایت از او سرچشمه می‌گیرد؛
  5. بنابراین، ضعف و ناتوانی در ذات خداوند راه ندارد.

این استدلال نشان می‌دهد که قدرت خداوند کمالی ذاتی است، نه نیرویی که از بیرون به او افزوده شده باشد.[۴]

پیوند چهار مفهوم

چهار مفهوم فراز را می‌توان به‌صورت یک مجموعه مرتبط فهمید:

  • خداوند به همه موجودات احاطه دارد؛
  • هیچ موجودی بر او غلبه نمی‌کند؛
  • هیچ ضعف و سستی در قوّت او راه ندارد؛
  • همه امور ممکن در قلمرو قدرت او قرار دارند.

احاطه بدون قدرت، تنها آگاهی بود؛ قدرت بدون علم، با حکمت کامل سازگار نبود؛ قوّت بدون غلبه می‌توانست با شکست همراه شود؛ و غلبه بدون حکمت می‌توانست به سلطه‌ای بی‌ضابطه تفسیر شود. مجموعه صفات خطبه، علم، قدرت، حکمت و حاکمیت خداوند را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد.

ارتباط با فراز پیشین

فراز پیشین درباره علم خداوند به باطن‌ها بود: قَدْ فَهِمَ السَّرائِرَ، وَ عَلِمَ الضَّمائِرَ، وَ لَمْ تَخْفَ عَلَیْهِ الْمَکْنُوناتُ، وَ لا اشْتَبَهَتْ عَلَیْهِ الْخَفِیّاتُ، سپس خطبه از احاطه، غلبه، قوّت و قدرت سخن می‌گوید. این ترتیب نشان می‌دهد که خداوند هم به همه امور آگاه است و هم بر آنها قدرت و حاکمیت دارد. علم خداوند منفعل و بدون قدرت نیست و قدرت او نیز بدون علم و حکمت اعمال نمی‌شود.

ارتباط با فراز بعدی

پس از این چهار وصف آمده است: وَ لَیْسَ مِثْلَهُ شَیْءٌ، «و هیچ چیزی همانند او نیست.». این جمله روشن می‌کند که احاطه، غلبه، قوّت و قدرت خداوند را نباید مانند ویژگی‌های مخلوقات تصور کرد. خداوند با ابزار، بدن، مکان، نیروی مادی یا همکاری دیگران عمل نمی‌کند.

ارتباط با خطبه غدیر

موضوع مستقیم این فراز، علم، قدرت و حاکمیت خداوند است. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله پیش از ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام، خداوند را دارای احاطه و قدرت فراگیر معرفی می‌کند. این مقدمه نشان می‌دهد فرمان ولایت از جانب خدایی صادر شده که به همه آشکار و پنهان امور علم دارد و هیچ مانعی در برابر اراده او استقلال ندارد. بااین‌حال، معنای مستقیم فراز درباره صفات خداوند است و نباید آن را تنها به مسئله ولایت محدود کرد.

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ↑ شرح خطبه غدیر.
  2. ↑ شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در غدیر خم، ص۱۰۵.
  3. ↑ شرح خطبه غدیر.
  4. ↑ نقوی، شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم(ص) در غدیر خم، ص۱۰۵.

منابع

  • شرح و تفسیر خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر خم؛ محمدتقی نقوی، تهران: انتشارات منیر، ۱۳۷۴ش.