پرش به محتوا

صالح علیه السلام

از ویکی غدیر
حضرت صالح علیه السلام
نامصالح
نسبصالح بن عبید بن اسف بن ماشخ بن عبید بن حاذر بن ثمود بن عاثر بن ارم بن سام بن نوح علیهم‌السلام (مشهور)
لقبرسول‌الله، نبی الله، مرسل
زادروزحدود ۲۸۰۰ سال پیش از میلاد (به اختلاف)
زادگاهسرزمین ثمود (وادی القری، میان مدینه و شام)
محل دفنوادی‌السلام، نجف (در کنار قبر حضرت هود علیه‌السلام)
طول عمر۲۸۰ سال (به روایتی)
والدینپدر: عبید (مشهور) یا ثمود (به قولی)
پس از(به عنوان پیامبر) حضرت هود علیه‌السلام
پیش ازحضرت ابراهیم علیه‌السلام (به ترتیب زمانی)
نقشپیامبر مرسل، از پیامبران بنی‌اسرائیل (از نسل سام)
حوادثمعجزه ناقه (شتر ماده از دل کوه)، پی‌کردن ناقه توسط قوم، نزول عذاب صیحه و زلزله، هلاکت قوم
مخالفانقوم ثمود (به ویژه قدار بن سالف، شقی‌ترین فرد)

حضرت صالح علیه السلام، یکی از پیامبران بزرگ الهی است که در قرآن کریم نام او ۹ بار ذکر شده است. ایشان از نوادگان حضرت نوح علیه السلام بوده و برای هدایت قوم ثمود یا «اصحاب الحجر» که از اعراب اصیل و بت‌پرست بودند، مبعوث شد تا آنها را به توحید و ترک فساد دعوت کند.

حضرت صالح علیه السلام از حیث زمان، بعد از حضرت نوح علیه السلام و قبل از حضرت ابراهیم علیه السلام قرار دارد. همچنین گزارشی وجود دارد که بین حضرت صالح و پیامبر قبل از او، یعنی حضرت هود علیه السلام، صد سال فاصله بود.

گفته شده صالح علیه السلام ۲۸۰ سال عمر کرد و مدفن او، در قبرستان وادی‌السلام نجف در کنار حضرت هود علیه السلام است؛ چنان‌که در زیارتنامه امام علی علیه السلام نیز آمده است: «السَّلامُ عَلَیک وَ عَلی جارَیک هُودٍ وَ صالحٍ».

نسب و مشخصات حضرت صالح علیه السلام

درباره نسب حضرت صالح علیه السلام، اقوال مختلفی وجود دارد. قطب راوندی گفته است که: حضرت صالح علیه السلام پسر ثمود پسر عاد پسر ارم پسر سام پسر حضرت نوح بود. اما مشهور آن است که: صالح پسر عبید پسر اسف پسر ماشخ پسر عبید پسر حاذر پسر ثمود پسر عاثر پسر ارم پسر سام بود.[۱]

«ثمود» نام قبیله‌ای منسوب به «ثمود بن عاثر بن ارم بن سام بن نوح» بود و حضرت صالح از فرزندان ثمود به‌شمار می‌رفت؛ لذا صالح «برادر» قوم ثمود خوانده شد.[۲] البته این برادری در دین و ولایت نیست، بلکه همان قرابت و خویشاوندی است.[۳]

قرآن کریم از حضرت صالح به «رسول‌الله» تعبیر کرده و می‌فرماید: فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ نَاقَةَ اللَّهِ وَسُقْیَاهَا[۴]؛ یعنی فرستاده الهی -صالح- به آنان گفت: ناقه خدا -همان شتری که معجزه الهی بود- را با آبشخورش واگذارید. مراد از «رسول‌الله» در این آیه، حضرت صالح علیه السلام است که این واژه دال بر رسالت ایشان بوده است.[۵]

قوم ثمود

مقاله اصلی: "قوم ثمود"

قوم ثمود قومی از عرب اصیل بوده‌اند که در سرزمین «وادی القری» بین مدینه و شام زندگی می‌کردند.[۶] این قوم بعد از قوم عاد پدید آمده و تمدنی داشته‌اند که زمین را آباد می‌کردند و در زمین هموار قصرها و در شکم کوه‌ها خانه‌هایی ایمن می‌ساختند.[۷] یکی از مشاغل آنان زراعت بوده، یعنی چشمه‌هایی به راه انداخته و نخلستان‌ها و باغ‌ها و کشتزارها پدیدآوردند.[۸]

قوم ثمود طبق سنت قبائل زندگی می‌کردند که پیرمردان و بزرگتران، در قبیله حکم می‌راندند. در شهری که جناب صالح علیه السلام در آنجا مبعوث شد، هفت طایفه بودند که کارشان فساد در زمین بود و هیچ کار شایسته‌ای نداشتند.[۹] آنها در زمین طغیان کرده، بت‌ها پرستیدند و طغیان و سرکشی را از حد گذراندند. در تورات موجود (که تحریف شده)، نامی از این پیامبر به میان نیامده است.[۱۰]

رسالت حضرت صالح علیه السلام

بعد از آن که قوم ثمود پروردگار خود را فراموش کردند و در فسادکاری خود از حد گذشتند، خداوند حضرت صالح علیه السلام را به سوی آنان مبعوث کرد. آن جناب که از خاندانی آبرومند و صاحب افتخار و معروف به عقل و کفایت بود،[۱۱] قوم خود را به دین توحید و به ترک بت‌پرستی دعوت کرد و از آنان خواست که در جامعه خود به عدل و احسان رفتار کنند و در زمین علوّ و گردنکشی نکنند و اسراف و طغیان نورزند، و در آخر آنان را به عذاب الهی تهدید نمود.[۱۲]

قرآن کریم راجع به نبوت صالح می‌فرماید: وَ إِلَی ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا… قَالُوا یَا صَالِحُ… إِنَّنَا لَفِی شَکٍّ مِمَّا تَدْعُونَا إِلَیهِ مُرِیبٍ قَالَ یَا قَوْمِ أَرَأَیتُمْ إِنْ کُنْتُ عَلَی بَینَةٍ مِنْ رَبِّی وَ آتَانِی مِنْهُ رَحْمَةً…[۱۳]؛ یعنی و بسوی قوم ثمود، برادرشان صالح را (فرستادیم)؛.. گفتند: ای صالح! … ما، در مورد آنچه به سوی آن دعوتمان می‌کنی، در شک و تردید هستیم! گفت: ای قوم! اگر من دلیل آشکاری از پروردگارم داشته باشم، و رحمتی از جانب خود به من داده باشد، (می‌توانم از ابلاغ رسالت او سرپیچی کنم)؟! مراد از «بینه» همان معجزه صالح و «رحمة» اشاره به مقام نبوت دارد که خداوند به حضرت صالح عنایت فرمود.[۱۴]

دعوت به توحید

دعوت به پرستش خدای یکتا، همان دعوت توحیدی است که در تمام شرایع و تعالیم الهی وجود داشت.[۱۵] حضرت صالح علیه السلام در این باره فرمود: وَ إِلَی ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُمْ مِنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیهِ…[۱۶]؛ یعنی و بسوی قوم ثمود، برادرشان صالح را (فرستادیم)؛ گفت: ای قوم من! خدا را پرستش کنید، که معبودی جز او برای شما نیست! اوست که شما را از زمین آفرید، و آبادی آن را به شما واگذاشت! از او آمرزش بطلبید، سپس به سوی او بازگردید.

توبه و استغفار از دیگر اموری بود که صالح نبی بر آن تأکید داشت و قوم خود را به استغفار و توبه از شرکی که به آن معتقد بودند، ترغیب می‌کرد.[۱۷] توبه و طلب استغفار اولین گامی است که خداوند در پیش روی انسان برای جبران خطاها و بازگشت وی به راه راست گذاشته است.[۱۸]

اطاعت از دستورات پیامبر خدا

حضرت صالح قوم خود را پیوسته به اطاعت از اوامر خود که همان دستورات خداوندی است، فرا می‌خواند:[۱۹] ... إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ * فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُونِ[۲۰]؛ یعنی من برای شما پیامبری امین هستم! پس تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید.

«امین» به کسی گویند که در امانت خیانت نکند؛ و حضرت صالح امانت الهی را بدون نقصان و زیاده به مردم ابلاغ می‌نمود.[۲۱] بدرستی که صالح نبی معروف به حفظ امانت بود، زیرا خداوند هیچ رسولی را نمی‌فرستد، مگر به همان فضائلی که به آن معروف باشد.[۲۲]

اجتناب از فساد

حضرت صالح قوم خود را از انجام دادن فسادی که منجر به مختل شدن حیات و امور خاص و عام مردم می‌شد، بر حذر می‌داشت.[۲۳] ... وَ لَاتَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ[۲۴]؛ یعنی و در زمین، به فساد نکوشید!

«تَعْثَوْا» از ماده «عثی» به معنای افساد و عجله کردن در فساد است.[۲۵] با این وجود که در آیه هر دو واژه «لَاتَعْثَوْا» و «مُفْسِدِینَ» ذکر شده، زیرا واژه «عثی» در ظاهر به معنای فساد، ولی در باطن به معنای اصلاح امر هست؛ اما قید «مُفْسِدِینَ» بیانگر آن است که عمل قوم صالح در ظاهر و باطن فسادآور بود.[۲۶]

معجزه ناقه صالح علیه السلام

دعوت صالح و انکار ثمود مدتها ادامه یافت. قوم ثمود برای تصدیق سخنان حضرت صالح و دعوت ایشان به سوی توحید از وی معجزه‌ای خواستند تا در صورت توانایی بر این امر ایمان بیاورند و از بت‌پرستی و گناه دست بردارند؛ وقتی حضرت با خواسته آنان موافقت کرد، از ایشان خواستند که از دل کوه و از داخل سنگ، شتری بیرون بیاورد. بعد از دعای حضرت، خداوند دعایش را مستجاب کرد و ناگهان سنگ شکافته شد و از دل آن ماده‌شتری بیرون آمد که بلافاصله درد زایمان گرفت و بچه‌ای را به دنیا آورد.[۲۷]

سپس به آنان فرمود: قَالَ یَا قَوْمِ… قَدْ جَاءَتْکُمْ بَینَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ هَذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَکُمْ آیةً فَذَرُوهَا تَأْکُلْ فِی أَرْضِ اللَّهِ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَیأْخُذَکُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ[۲۸]؛ یعنی ای قوم من! دلیل روشنی از طرف پروردگارتان برای شما آمده: این «ناقه» الهی برای شما معجزه‌ای است؛ او را به حال خود واگذارید که در زمین خدا (از علفهای بیابان) بخورد! و آن را آزار نرسانید، که عذاب دردناکی شما را خواهد گرفت.

به امر خداوند آب آن منطقه تقسیم شد، یک روز برای شُرب ناقه و روز دیگر برای مردم.[۲۹] ناقه در روز خود برای نوشیدن آب می‌آمد و در پایان روز می‌رفت، و قوم در روزی که آب سهم ناقه بود، از شیر او استفاده می‌کردند.[۳۰]

سرانجام قوم ثمود

عواملی چون استکبار، طغیان‌گری، روحیه ظلم و ستمگری، کفر و الحاد قوم ثمود (سوره اعراف، آیات ۷۶–۷۷؛ سوره هود، آیه ۶۷) موجب شد که شقی‌ترین فرد آنها -قدار بن سالف- ناقه را پی کند.[۳۱] طبق نقل پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، او شقی‌ترین فرد در میان اولین انسان‌ها بود.[۳۲]

امیرالمؤمنین علی علیه السلام در فرازی از یکی از خطبه‌هایش می‌فرماید: «ناقه صالح را تنها یک نفر به هلاکت رسانید، ولی خداوند همه را مشمول عذاب ساخت چرا که همه آنها به این امر رضایت داشتند».[۳۳]

قوم صالح، بعد از پی کردن ناقه، بی‌شرمی را به نهایت خود رسانده و گفتند: «ای صالح! اگر تو از فرستادگان خدا هستی، آنچه ما را با آن تهدید می‌کنی، بیاور!»[۳۴] صالح به آنها گفت: سه روز در خانه‌هایتان بهره‌مند گردید و بعد از آن، عذاب الهی فرا می‌رسد، وعده‌ای که دروغ نخواهد بود.[۳۵]

هنگامی‌که قوم ثمود عذاب الهی را مشاهده نمودند، از کردار خود پشیمان شدند،[۳۶] اما دیگر سودی نداشت و صیحه آسمانی آن‌ها را دربرگرفته، پس آنها از شدت عذاب به صورت خشک شده، به روی افتاده و هلاک شدند.[۳۷]

منادی الهی ندا در داد: کَأَنْ لَمْ یَغْنَوْا فِیهَا ۗ أَلَا إِنَّ ثَمُودَ کَفَرُوا رَبَّهُمْ ۗ أَلَا بُعْدًا لِثَمُودَ[۳۸]؛ آگاه باشید که قوم ثمود به پروردگارشان کفر ورزیدند و از رحمت خدا دور گشتند.[۳۹] و خداوند حضرت صالح و آنهایی که ایمان آورده و از عذاب خدا پروا داشتند را نجات داد.

حضرت صالح در روایات

ابوحمزه ثمالی از امام باقر علیه السلام روایت می‌کند: جبرئیل هلاکت قوم ثمود را برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این گونه بازگو کرد: صالح در حالی که بیش از «شانزده سال» از عمرش نمی‌گذشت به پیامبری مبعوث گشت و تا سن ۱۲۰ سالگی در میان قومش به ارشاد آنها می‌پرداخت. اما آنها به دعوت وی وقعی نمی‌نهادند و سر بر آستان بتانی می‌ساییدند که بالغ بر هفتاد نوع بود.[۴۰]

امام صادق علیه السلام فرمود: «صالح، مدتی از میان قوم خود پنهان شد و هنگام پنهان شدن، مردی کامل و خوش‌اندام، دارای ریش زیاد، گونه‌های کم‌گوشت، و قد و قامت متوسّط بود، ولی وقتی به سوی قوم خود بازگشت، چهره‌اش تغییر یافته بود و به همین دلیل او را نشناختند و به سه گروه تقسیم شدند: دسته‌ای که منکر وی شدند، دسته‌ای که به شک افتادند، دسته‌ای که یقین داشتند که او همان صالح پیغمبر است…».[۴۱]

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم خطاب به امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرمایند: شقی‌ترین انسان‌های اولیه همان کسی بود که ناقة صالح علیه السلام را پی نمود و در میان امت من پست‌ترین مردم همان کسی است که خون سرخ تو را بر چهره‌ات جاری ساخت.[۴۲]

حضرت صالح و غدیرخم

صالح علیه السلام در آیات مربوط به غدیر با عدم پیروی اکثریت قومش از او حتی در امری که به نفع آنان بوده یاد شده است.

بیشتر بخوانید: "صالح علیه السلام در آیات مربوط به غدیر"

پانویس

  1. حیوة القلوب، مجلسی، ج۱، ص۳۰۸
  2. مجمع البیان، ج۴، ص۲۹۳
  3. تفسیر مقاتل بن سلیمان، ج۱، ص۲۰۲
  4. سوره شمس، آیه ۱۳
  5. المیزان، ج۲۰، ص۲۹۹
  6. تفسیر المیزان، ج۸، ص۱۸۱
  7. سوره اعراف، آیه ۷۴
  8. سوره شعراء، آیه ۱۴۸
  9. سوره نمل، آیه ۴۸
  10. المیزان، ج۱۰، ص۱۲۳
  11. سوره هود، آیه ۶۲
  12. سوره اعراف، آیه ۷۳
  13. سوره هود، آیات ۶۱–۶۳
  14. المیزان، ج۱۰، ص۳۱۲؛ تفسیر الثعالبی، ج۳، ص۲۸۹
  15. من وحی القرآن، فضل‌الله، ج۱۲، ص۸۹
  16. سوره هود، آیه ۶۱
  17. تفسیر من وحی القرآن، ج۱۲، ص۹۰
  18. تفسیر کاشف، مغنیه، ج۴، ص۲۳۹
  19. مجمع البیان، ج۷، ص۳۴۰
  20. سوره شعراء، آیات ۱۴۲–۱۴۴
  21. التبیان، ج۸، ص۴۸
  22. التحریر و التنویر، ابن عاشور، ج۱۹، ص۱۸۱
  23. من وحی القرآن، ج۱۰، ص۱۷۲
  24. سوره اعراف، آیه ۷۴
  25. لسان العرب، ج۲، ص۱۷۰؛ مجمع البحرین، ج۱، ص۲۸۲
  26. التبیان، ج۱، ص۲۷۱
  27. مجمع البیان، ج۴، ص۶۸۰–۶۸۱
  28. سوره اعراف، آیه ۷۳
  29. سوره قمر، آیه ۲۸
  30. التبیان، ج۹، ص۴۵۴
  31. التبیان، ج۱۰، ص۳۶۰
  32. مجمع البیان، ج۱۰، ص۳۷۱
  33. نهج البلاغه، خطبه ۲۰۱
  34. سوره اعراف، آیه ۷۷
  35. سوره هود، آیه ۶۵
  36. سوره شعراء، آیه ۱۵۷؛ تفسیر صافی، ج۲، ص۸۹۳
  37. التبیان، ج۶، ص۵۷؛ سوره هود، آیه ۶۷
  38. سوره هود، آیه ۶۸
  39. المیزان، ج۱۰، ص۴۷۱
  40. داستان پیامبران یا قصه‌های قرآن از آدم تا خاتم، عزیزی، ص۱۷۳
  41. کمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، ج۱، ص۱۳۶؛ بحار الانوار، ج۱۱، ص۳۸۶–۳۸۷
  42. شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۳۵؛ داستان پیامبران یا قصه‌های قرآن از آدم تا خاتم، عزیزی، ص۱۷۲

منابع

  • القرآن الکریم
  • نهج البلاغه، خطبه ۲۰۱
  • المزار، شیخ مفید، انتشارات مدرسه امام مهدی، قم، ۱۴۱۳ هجری قمری
  • اقبال الأعمال، سید بن طاووس، دار الکتب الإسلامیة، تهران، ۱۴۰۹ هجری قمری
  • بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، محمد باقر مجلسی، مؤسسة الوفاء، بیروت، ۱۴۰۳ هجری قمری
  • تفسیر المیزان، سید محمد حسین طباطبایی، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، انتشارات جامعه مدرسین، قم، ۱۳۶۳ هجری شمسی
  • قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی، دار الکتب الإسلامیة، تهران، ۱۴۱۲ هجری قمری
  • مروج الذهب و معادن الجوهر، علی بن حسین مسعودی، دار الهجرة، قم، ۱۴۰۹ هجری قمری
  • دایرة المعارف تشیع، خدیجه بوترابی، انتشارات حکمت، تهران، ۱۳۷۹ هجری شمسی
  • حیوة القلوب، محمد باقر مجلسی، انتشارات سرور، تهران، ۱۳۸۰ هجری شمسی
  • مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن حسن طبرسی، انتشارات ناصر خسرو، تهران، ۱۳۷۲ هجری شمسی
  • تفسیر مقاتل بن سلیمان، مقاتل بن سلیمان، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۲۳ هجری قمری
  • تفسیر صافی، ملامحسن فیض کاشانی، انتشارات الهادی، قم، ۱۴۱۶ هجری قمری
  • تفسیر الثعالبی، عبدالرحمن ثعالبی، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۱۸ هجری قمری
  • تفسیر من وحی القرآن، سید محمدحسین فضل‌الله، دار الملاک، بیروت، ۱۴۱۹ هجری قمری
  • تفسیر کاشف، محمدجواد مغنیه، دار الکتب الإسلامیة، تهران، ۱۴۲۴ هجری قمری
  • تفسیر التبیان، شیخ طوسی، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۹ هجری قمری
  • التحریر و التنویر، محمد طاهر ابن عاشور، دار التونسیة، تونس، ۱۹۸۴ میلادی
  • لسان العرب، ابن منظور، دار صادر، بیروت، ۱۴۱۴ هجری قمری
  • مجمع البحرین، فخرالدین طریحی، کتابفروشی مرتضوی، تهران، ۱۳۷۵ هجری شمسی
  • کمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، انتشارات اسلامی، تهران، ۱۳۹۵ هجری قمری
  • شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، حاکم حسکانی، وزارت ارشاد اسلامی، تهران، ۱۴۱۱ هجری قمری
  • اسوه‌های قرآنی و شیوه‌های تبلیغی آنان، مصطفی عباسی مقدم، انتشارات دانشگاه علوم اسلامی رضوی، مشهد، ۱۳۸۵ هجری شمسی
  • داستان پیامبران یا قصه‌های قرآن از آدم تا خاتم، یوسف عزیزی، انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۷۸ هجری شمسی
  • الامثل فی تفسیر کتاب الله المنزل، ناصر مکارم شیرازی، مدرسة امام علی بن ابی طالب، قم، ۱۴۲۱ هجری قمری
  • جامع البیان فی تفسیر القرآن، محمد بن جریر طبری، دار المعرفة، بیروت، ۱۴۱۳ هجری قمری
  • التفسیر المنیر فی العقیدة و الشریعة و المنهج، وهبة بن مصطفی زحیلی، دار الفکر المعاصر، بیروت، ۱۴۱۸ هجری قمری
  • الجامع لأحکام القرآن، محمد بن احمد قرطبی، ناصر خسرو، تهران، ۱۳۶۴ هجری شمسی
  • مفردات راغب، حسین بن محمد راغب اصفهانی، دار العلم، دمشق، ۱۴۱۲ هجری قمری