پرش به محتوا

بریدة بن خصیب اسلمی

از ویکی غدیر
بریدة بن خُصَیب اسلمی
اطلاعات فردی
نام کاملبُرَیْدَة بن حُصَیْب (یا خَضیب) بن عبدالله بن حارث اسلمی
سرشناسیصحابه پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله • از یاران خاص امیرالمؤمنین علیه السلام
وفاتسال ۶۳ق
محل دفنمرو (خراسان)
خویشان سرشناسفرزندان: عبدالله بن بریده • سلیمان بن بریده (هر دو از راویان حدیث)
اطلاعات علمی
استادانپیامبر اکرم صلی الله علیه وآله
شاگردانعبدالله بن بریده • سلیمان بن بریده (فرزندان)
اطلاعات تکمیلی
زمینه فعالیتجنگاوری • نقل حدیث
علت شهرتنقل حدیث غدیر و احتجاج به آن • شرکت در تشییع حضرت فاطمه سلام الله علیها

بُرَیْدَة بن خُصَیْب اَسْلَمی صحابی پیامبر صلی الله علیه و آله و از یاران خاص امیرالمؤمنین علیه السلام، که حدیث غدیر را نقل کرده و با آن اتمام حجت کرده و در غدیر با امیرالمؤمنین بیعت کرده و علیه دشمنان غدیر افشاگری کرده است.

روایت بریده از حدیث غدیر توسط بسیاری از محدثان اسلامی نقل شده است؛ از جمله احمد بن حنبل در فضائل و فضائل الصحابه، ابن ابی‌عاصم در کتاب السنه. او با ابوبکر و عمر درباره حدیث غدیر اتمام حجت کرد و علیه آنان دست به افشاگری زد.

بریدة از راویانِ برجسته‌ای دانسته شده که به نقل فضایل اهل بیت علیهم السلام اهتمام داشته است. در برخی منابع، از او به‌عنوان پیشگام در رجوع به امیرالمؤمنین علیه السلام پس از پیامبر صلی الله علیه و آله یاد شده است.

بُرَیده اسلمی از بزرگان قبیله اسلم بود و اسلام آوردن او باعث مسلمان‌شدن حدود هشتاد خانواده شد. درباره زمان اسلام‌آوردن او اختلاف وجود دارد. او در غزوات شرکت داشت و پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله، از حامیان امیرالمؤمنین علیه السلام بود و در برابر سقیفه ایستاد و در تشییع شبانه حضرت فاطمه سلام الله علیها نیز شرکت کرد.

بریده و غدیر

درباره ارتباط بریدة بن حصیب اسلمی، صحابی پیامبر صلی الله علیه و آله و از یاران خاص امیرالمؤمنین علیه السلام، با غدیر از نقل حدیث غدیر توسط او، اتمام حجتش با حدیث غدیر، بیعت در غدیر و افشاگری او درباره دشمنان غدیر یاد شده است:[۱]

روایت حدیث غدیر

بریدة بن حصیب از جمله صحابه ناقل حدیث غدیر برشمرده شده است.[۲] روایت او توسط بسیاری از محدثان اسلامی نقل شده است؛ از جمله:


اتمام حجت با غدیر

بریده بن حصیب اسلمی از جمله اتمام‌حجت‌کنندگان با غدیر برشمرده شده است. به‌نقل از برخی منابع، بریده بن حصیب اسلمی در ایام سقیفه نوجوانی تیزگوی بود که اتفاقاً در روزهای اول شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله به سفر رفته بود. وقتی از سفر بازگشت و ابوبکر را بر فراز منبر پیامبر صلی الله علیه و آله دید تعجب کرد؛ به همین دلیل، با صراحت و بدون ترس با ابوبکر روبه‌رو شد و در برابر همه مردم با یادآوری غدیر حجت را بر او و مردم تمام کرد.[۲۷]

نقل شده که او خطاب به ابوبکر گفت: تو در روز غدیر از کسانی بودی که به علی بن ابی‌طالب به‌عنوان امیرالمؤمنین سلام گفتی. آن روز در خاطرت هست یا فراموش کرده‌ای؟ ابوبکر گفت: به یاد دارم. بریده گفت: آیا برای احدی از مسلمانان سزاوار است بر امیرالمؤمنین امارت داشته باشد؟ عمر گفت: نبوت و امامت در یک خاندان جمع نمی‌شود. بریده در پاسخ این آیه ۵۴ سوره نساء را خواند: أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً؛ بر مردم حسد می‌برند نسبت به آنچه خداوند از فضل خویش به آنان عطا کرده است. ما به آل ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و به آنان مُلک عظیم عنایت کردیم. سپس گفت: بنابراین خداوند نبوت و ملک را برای آنان جمع کرده است. عمر غضب کرد و دستور داد او را از مسجد بیرون کردند و همیشه نسبت به بریده نگاه غضب‌آلود داشت.[۲۸]

بیعت در غدیر

بریده بن حصیب اسلمی از جمله بیعت‌کنندگان با امیرالمؤمنین علیه السلام در غدیر برشمرده شده است.[۲۹] نقل شده که پس از پایان خطابه غدیر برای مراسم بیعت دو خیمه در کنار هم بر پا شده و مردم برای بیعت صف بسته‌اند. صفی که یکصد و بیست هزار نفر طی سه روز به نوبت وارد آن خواهند شد و با حضور در خیمه پیامبر صلی الله علیه و آله ابتدا با آن حضرت پیمان خواهند بست و سپس به خیمه امیرالمؤمنین علیه السلام می‌آیند و با او دست بیعت داده و به او به‌عنوان امیرالمؤمنین سلام خواهند داد. از اولین افراد از خواص مؤمنان که برای بیعت حضور یافتند مقداد، سلمان و ابوذر، حذیفه، ابن‌مسعود، عمار و بریده بودند.[۳۰]

بیشتر بخوانید: "بیعت"

افشاگری درباره دشمنان غدیر

بریده بن حصیب از کسانی دانسته شده که در مورد اهانت‌های ابوبکر و عمر در غدیر افشاگری کرد:[۳۱]

مورد اول

امام باقر علیه السلام سخن مخفیانه دیگری از ابوبکر و عمر در برابر منبر غدیر را چنین بیان فرموده‌اند: هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله در روز غدیر حضرت امیر علیه السلام را منصوب کرد… ابوبکر و عمر مخفیانه گفتند: این قدر که مقامِ پست پسر عمویش را بالا می‌برد هنوز به آرزوی خود نرسیده است. اگر می‌توانست او را پیامبر قرار دهد چنین می‌کرد. به خدا قسم، اگر هلاک شود، او را از قصدی که دارد دور می‌کنیم. جوانی از انصار (بُرَیْده) سخن آن دو را شنید و گفت: به خدا قسم، سخن شما را شنیدم و به خدا قسم آنچه را گفتید به پیامبر صلی الله علیه و آله خواهم رساند. آن دو او را به خدا قسم دادند که خبر ندهد، ولی او نپذیرفت و اعلام کرد که گفته آنان را خبر خواهد داد. ابوبکر و عمر به او گفتند: هر تلاشی می‌توانی انجام ده. بُرَیده نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفته آن دو را به حضرت خبر داد. پیامبر سراغ آنان فرستاد و آنان را فرا خواند. وقتی آمدند و آن جوان را نزد حضرت دیدند فهمیدند که او خبر داده است. پیامبر فرمودند: ای ابوبکر و ای عمر! چه باعث شد که آن سخنان را بگویید؟ آنان به خدای لا اله الا هو قسم یاد کردند که در این باره چیزی نگفته‌اند!

پیامبر صلی الله علیه و آله رو به جوان انصاری کرد و فرمودند: ای برادر انصار، چرا بر این دو نفر دروغ نسبت دادی. جوان انصاری چنان ناراحت شد که آرزو کرد زمین او را فرو برده بود و او در این باره چیزی نگفته بود، و در همان حال از خدا خواست که صدق او را ثابت کند تا نزد پیامبر صلی الله علیه و آله شرمنده نشود. در همین حال جبرئیل نازل شد -در ساعتی که معمولاً در آن ساعت نازل نمی‌شد- و آیه ۷۴ توبه را بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل کرد.[۳۲] نکته قابل توجه در کلام امام صادق علیه السلام این دانسته شده که در سه مورد قسم یاد کرد که ابوبکر و عمر پس از این گفتار خیانت‌کارانه، در مقابل دو راهی که خدا در آیه پیش‌روی آنان قرار داد، که یا توبه کنند یا رویگردان و منتظر عذاب الهی باشند، راه دوم را انتخاب کردند.[۳۳]

مورد دوم

همه مردم برای بیعت غدیر وارد خیمه پیامبر صلی الله علیه و آله می‌شدند و پس از بیعت با آن حضرت به خیمه امیرالمؤمنین علیه السلام می‌رفتند و در حالی که به او با عنوان امیرالمؤمنین سلام می‌دادند با آن حضرت بیعت می‌کردند. در این شرایط، ابوبکر و عمر هم وارد شدند و بیعت کردند، ولی نفاق باطنی آن قدر اجازه نداد که از در خیمه حضرت فاصله بگیرند و همان‌جا سخن ناروایی بر زبان آوردند که بُریده اسلمی گفته آنان را شنید و فوراً به حضرت گزارش داد.

قسمت حساس این ماجرا چنین روایت شده است: ابوبکر و عمر از خیمه امیرالمؤمنین علیه السلام خارج شدند در حالی که دست در دست هم داشتند و در آن حال می‌گفتند: «به خدا قسم، هرگز چیزی از آنچه گفت برایش با سلامتی به‌نتیجه نخواهد رسید». این سخنِ آنان را نوجوانی از انصار شنید و به آنان گفت: مگر پیامبر چه فرموده که شما گفتید: به سلامتی انجام نمی‌شود. ابوبکر و عمر به او گفتند: تو را چه به این سخنان! سراغ کارت برو! بریده گفت: به خدا قسم، برای خدا و رسولش دلسوزانه رفتار نکرده‌ام، اگر از کنار این مطلب بگذرم! گفتند: به خدا قسم، در این صورت برای پیامبر قسم یاد خواهیم کرد و او ما را تصدیق می‌کند و تو را تکذیب می‌نماید. (با توجه به اینکه این گفت‌وگوها بیرون خیمه بیعت انجام می‌شد) بریده گفت: به خدا قسم، من از کنار خیمه پیامبر صلی الله علیه و آله حرکت نخواهم کرد، تا آنکه یا آن حضرت بیرون آید یا به من اجازه ورود داده شود.

سپس به خیمه پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و اجازه گرفت و داخل شد و گفت: پدر و مادرم به قربانت یا رسول اللَّه، ابوبکر و عمر از نزد شما خارج شدند در حالی که می‌گفتند: به خدا قسم، هرگز چیزی از آنچه گفت برایش به سلامتی به‌نتیجه نخواهد رسید. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: تو را به خدای کعبه این را گفتند. خداوند آنچه آنان گفتند و سزاوارشان بود که بگویند، به من خبر داده بود. آنان را نزد من آورید. آنان را آوردند و حضرت پرسید: لحظاتی پیش چه گفتید؛ گفتند: قسم به خدایی که جز او خدایی نیست، ما چیزی نگفتیم! پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: به خدا قسم این جوان از شما راستگوتر است و خدا هم گفته شما را به من خبر داده است، و درباره این انکار شما آیه‌ای از قرآن بر من نازل کرده است.[۳۴]

جایگاه رجالی

بریدة از راویانِ برجسته‌ای دانسته شده که به نقل فضایل اهل بیت علیهم السلام اهتمام داشته است.[۳۵] در برخی منابع رجالی شیعه از او به‌عنوان صحابی امیرالمؤمنین علیه السلام[۳۶] و از پیشگامانی که به امام رجوع کردند یاد شده است.[۳۷] در برخی دیگر از منابع رجالی شیعه، او توثیق شده است.[۳۸] در منابع رجالی اهل سنت از بریده به‌عنوان صحابی بزرگ یاد شده[۳۹] و ابن‌حبان بستی از او در کتاب ثقات خود یاد کرده است.[۴۰]

زندگی‌نامه

بُرَیْدَة بن حُصَیْب بن عبدالله بن حارث اسلمی، صحابه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، از معدود یاران او دانسته شده که پس از شهادت رسول خدا صلی الله علیه و آله وفاداری خود را به امیرالمؤمنین علی علیه السلام و خاندان رسالت به‌اثبات رساند.[۴۱] در نسب بریده اختلافی جزئی گزارش شده است: نام پدر او در اغلب منابع اهل سنت، «حصیب» ثبت شده است،[۴۲] اما در برخی از آثار شیعی نظیر تنقیح المقال و قاموس الرجال، نام وی «خضیب» ذکر شده است.[۴۳] گفته شده که وی در جایگاه ریاست قبیله اسلم نفوذی چشمگیر در میان قوم خود داشت و به تعبیر علمای رجال، اسلام‌آوردن او سبب شد تا هشتاد خانوار از قبیله‌اش به دین اسلام روی آورند.[۴۴]

در عصر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله

گفته شده که درباره زمان دقیق اسلام‌آوردن بریده میان مورخان اختلاف است: مشهور آن است که در مسیر هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله از مکه به مدینه، هنگامی که آن حضرت در منطقه «کراع الغمیم» توقف کرد، بریده همراه با هشتاد خانواده از قبیله خود به محضر پیامبر رسید و اسلام آورد و نماز عشاء را به امامت پیامبر به‌جای آورد.[۴۵] با این حال، ابن حجر عسقلانی در الاصابة فی تمییز الصحابة، نظر دیگری دارد و می‌گوید که وی پس از غزوه بدر مسلمان شد.[۴۶] نقل شده که وی پس از شرکت در غزوه احد به مدینه هجرت کرد و در کنار پیامبر ساکن شد و در تمامی غزوات پس از آن حضور یافت. همچنین وی در صلح حدیبیه و بیعت رضوان شرکت داشت.[۴۷]

نقل شده که در سال نهم قمری، پیامبر صلی الله علیه و آله او را برای دو مأموریت مهم به‌سوی قبایل اسلم و غفار گسیل داشتند؛ یکبار برای دریافت خراج و بار دیگر برای دعوت آنان به پیوستن به سپاه تبوک.[۴۸] وی در طول حیات پیامبر، راوی احادیثی چند از آن حضرت بود و فرزندش عبدالله بن بریده و نیز نوادگانش، اوس و سهل، احادیث او را روایت کرده‌اند. ابوداود سجستانی نیز در مسند خود از طریق بریده روایت نقل کرده است.[۴۹]

پس از شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله

نقل شده که پس از شهادت رسول خدا صلی الله علیه و آله بریدة بن حصیب اسلمی از جمله اندک یارانی بود که در برابر جریان سقیفه ایستاد و به هواداری از امیرالمؤمنین علیه السلام، از بیعت با ابوبکر خودداری کرد.[۵۰] نقل شده است که در آن روز، بریده در بیرون مدینه و در سپاه اسامه بود، اما به‌محض اطلاع از حوادث سقیفه، به شهر بازگشت و نزد ابوبکر رفت و به گفت‌وگو پرداخت. او در این ملاقات، ماجرای سلام بر امیرالمؤمنین در باغ یکی از انصار را یادآور شد و از ابوبکر پرسید که آیا دستور جدیدی از پیامبر در کار است که خلافت از علی علیه السلام سلب شده باشد؟ ابوبکر در پاسخ به این استدلال قوی، تنها به اجماع مسلمانان برای بیعت با خود تمسک کرد.[۵۱]

در ادامه، هنگامی که عمر بن خطاب به جمع آنان پیوست و با تعصب گفت: «نبوت و سلطنت در یک خانواده جمع نمی‌شود»، بریده که مردی دانا و پرجرأت در بیان حق بود، با تلاوت آیه ۵۴ سوره نساء بر بطلان این ادعا استدلال کرد.[۵۲] وی پس از این ماجرا به میان قبیله خود (بنی‌اسلم) رفت و پرچمی برافراشت و مردم را به اعتراض و بیعت با امیرالمؤمنین علیه السلام دعوت کرد.[۵۳]

در تشییع حضرت فاطمه سلام الله علیها

بریده اسلمی از جمله افرادی برشمرده شده که در تشییع جنازه حضرت فاطمه سلام الله علیها شرکت داشته است: علامه مجلسی در بحار الانوار، به‌نقل از روضة الواعظین فتال نیشابوری،[۵۴] می‌نویسد که هنگام شب، پس از آنکه اعلام شد تشییع جنازه به فردا موکول شده و مردم متفرق شدند، امیرالمؤمنین علیه السلام، براساس وصیت آن حضرت، پیکر مطهرش را شبانه غسل داد و بر او نماز گزارد. در این مراسم غریبانه که محرمانه به خاکسپاری انجامید، تنها تعدادی از خواص و یاران وفادار حضور داشتند که عبارت بودند از: امام حسن و امام حسین علیهماالسلام، عمار یاسر، مقداد، ابوذر غفاری، سلمان فارسی، زبیر بن عوام، عقیل بن ابی‌طالب، بریده اسلمی و تعدادی از بنی‌هاشم.[۵۵]

دفاع از حریم ولایت در ماجرای یمن

به‌نقل از منابع، ریشه دلبستگی به امیرالمؤمنین علیه السلام به ماجرای سریه یمن بازمی‌گردد. در این سفر، امیرالمؤمنین علیه السلام فرمانده کل سپاه بود و خالد بن ولید نیز در زیرمجموعه ایشان قرار داشت. پس از پیروزی و جمع‌آوری غنایم، خالد بن ولید که از عملکرد امیرالمؤمنین علیه السلام ناخشنود بود، بریده را به همراه سه نفر دیگر روانه مدینه کرد تا نزد پیامبر صلی الله علیه و آله از امام شکایت کنند.

بریده و همراهان، برخلاف واقع، موضوع برداشت کنیزی توسط امیرالمؤمنین علیه السلام را به پیامبر صلی الله علیه و آله گزارش دادند. حضرت از ایشان روی برتافت، تا آنکه بریده پیش آمد و شکایت خود را تکرار کرد. در این هنگام، چهره پیامبر صلی الله علیه و آله از خشم سرخ شد و با ناراحتی فرمود: «علی را نزد من آورید (و این سخن را تکرار کرد)، همانا علی از من است و من از علی هستم و سهم او از خمس، بیش از آن چیزی است که برداشته است و او ولی هر مؤمنی پس از من است».[۵۶]

درگذشت

درباره زمان و محل وفات و دفن بریدة بن حصیب چنین نقل شده است: در دوران خلافت عثمان، بریده در فتح خراسان و دیگر نواحی ایران شرکت داشت و سرانجام در شهر مرو ساکن شد. ابن‌اثیر در الکامل و بلاذری در فتوح البلدان، نقل کرده‌اند که وی در سال ۵۱ ق، در جمع پنجاه‌هزار نفری که به‌دستور زیاد بن ابیه از بصره و کوفه به خراسان کوچانده شدند، به این دیار آمد و ماندگار شد.[۵۷]

درباره سال وفات او اختلاف وجود دارد؛ ابن حجر عسقلانی وفات او را در سال ۶۳ قمری دانسته است[۵۸] و مشهور آن است که در زمان حکومت یزید بن معاویه (میان سالهای ۶۰ تا ۶۴ قمری) در مرو درگذشت.[۵۹] قبر او در مرو و ترکمنستان امروزی واقع شده و بر اساس نقل طبرسی در اعلام الوری، پیامبر صلی الله علیه وآله مهاجرت و وفات او را در مرو پیشگویی کرده بود.[۶۰]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ↑ دانشنامه غدیر، ج۵، ص۸۱.
  2. ↑ چکیده عبقات الانوار، ص۱۴۰.
  3. ↑ فضائل امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب علیه السلام، ص۱۸۰.
  4. ↑ فضائل الصحابه، ج۲، ص۷۲۳.
  5. ↑ کتاب السنه، ص۵۹۰.
  6. ↑ الکتاب المصنف، ج۶، ص۳۶۵؛ الکتاب المصنف، ج۶، ص۳۷۴.
  7. ↑ مسند البزار، ج۱۰، ص۲۵۷.
  8. ↑ صحیح ابن‌حبان، ج۱۵، ص۳۷۴.
  9. ↑ المستدرک، ج۳، ص۱۱۹.
  10. ↑ الاستیعاب، ج۳، ص۲۰۳.
  11. ↑ حلیة الاولیاء، ج۴، ص۲۳.
  12. ↑ مقتل الحسین علیه السلام، ج۱، ص۸۱.
  13. ↑ اسنی المطالب، ص۴۸.
  14. ↑ الطرائف، ج۱، ص۱۴۹.
  15. ↑ کشف الغمه، ج۱، ص۲۸۹–۲۹۰.
  16. ↑ المطالب العالیه، ج۱۶، ص۹۲.
  17. ↑ الجامع الصغیر، ج۲، ص۶۴۲.
  18. ↑ تاریخ الخلفاء، ص۲۰۱–۲۰۲.
  19. ↑ کنز العمال، ج۱۱، ص۶۰۲.
  20. ↑ سبل الهدی و الرشاد، ج۱۱، ص۲۹۴.
  21. ↑ بحار الانوار، ج۳۷، ص۱۹۶.
  22. ↑ لقط اللآلی، ص۲۰۵.
  23. ↑ نظم المتناثر، ص۱۹۴.
  24. ↑ تفسیر المنار، ج۶، ص۳۸۵.
  25. ↑ نزل الابرار، ص۵۲–۵۳.
  26. ↑ سلسلة الأحادیث الصحیحة، ج۴، ص۳۳۰.
  27. ↑ غدیر در قرآن، ج۳ ص۳۵۴–۳۵۳؛ چهارده قرن با غدیر، ص۹۶.
  28. ↑ مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۵۳–۵۴.
  29. ↑ غدیر در قرآن، ج۱، ص۳۷۴–۳۷۷؛ واقعه قرآنی غدیر، ص۱۲۰.
  30. ↑ الیقین، ص۲۸۵؛ التحصین، ص۵۳۷؛ بحار الانوار، ج۳۶، ص۱۲۶؛ بحار الانوار، ج۳۶، ص۱۴۸؛ بحار الانوار، ج۳۷ ص۳۱۱.
  31. ↑ غدیر در قرآن، ج۱، ص۲۲۳–۲۲۷.
  32. ↑ الاصول الستة عشر، ص۳۳۳–۳۳۴.
  33. ↑ غدیر در قرآن، ج۱، ص۲۲۳.
  34. ↑ التحصین، ص۵۳۷–۵۳۸.
  35. ↑ برای نمونه نگاه کنید: تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۱۳۱.
  36. ↑ رجال الطوسی، ص۵۸.
  37. ↑ خلاصة الاقوال، ص۸۲.
  38. ↑ الفوائد الرجالیه، ج۲، ص۱۲۹.
  39. ↑ عمدة القاری، ج۱۸، ص۷۹.
  40. ↑ الثقات، ج۳، ص۲۹.
  41. ↑ قاموس الرجال، ج۲، ص۲۸۷–۲۸۸؛ قاموس الرجال، ج۲، ص۲۹۱.
  42. ↑ برای نمونه نگاه کنید: تهذیب الکمال، ج۱۱، ص۳۷۰.
  43. ↑ تنقیح المقال، ج۱۲، ص۱۴۲؛ قاموس الرجال، ج۲، ص۲۸۷.
  44. ↑ الاستیعاب، ج۱، ص۲۶۳.
  45. ↑ اسد الغابة، ج۱، ص۲۰۹؛ البدایة و النهایة، ج۸، ص۲۱۶.
  46. ↑ الاصابة، ج۱، ص۴۱۸.
  47. ↑ اسد الغابة، ج۱، ص۲۰۹؛ البدایة و النهایة، ج۸، ص۲۱۶–۲۱۷.
  48. ↑ «بریدة بن الحصیب»، ص۳۳۲–۳۳۳.
  49. ↑ «بریدة بن الحصیب»، ص۳۳۳.
  50. ↑ قاموس الرجال، ج۲، ص۲۸۷–۲۸۸؛ قاموس الرجال، ج۲، ص۲۹۱.
  51. ↑ مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۵۳–۵۴؛ شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۶۰.
  52. ↑ مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۵۳–۵۴.
  53. ↑ الشافی فی الإمامة، ج۴، ص۱۷۲.
  54. ↑ روضة الواعظین، ج۱، ص۱۵۲.
  55. ↑ بحار الانوار، ج۴۰، ص۸۳.
  56. ↑ بحار الانوار، ج۴۰، ص۸۳.
  57. ↑ الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۴۸۹؛ فتوح البلدان، ص۳۹۶.
  58. ↑ الاصابة، ج۱، ص ۱۴۶
  59. ↑ اسد الغابة، ج۱، ص ۱۷۵
  60. ↑ اعلام الوری، ج۱، ص۸۹.

منابع

  • أسنی المطالب فی مناقب سیدنا علی بن أبی طالب کرم الله وجهه؛ محمد بن محمد بن محمد جزری شافعی، تحقیق: محمدهادی امینی، اصفهان: مکتبة الإمام أمیرالمؤمنین علی علیه السلام العامة، بی‌تا.
  • الإستیعاب فی معرفة الأصحاب؛ یوسف بن عبدالله بن محمد بن عبدالبر قرطبی اندلسی، تحقیق: علی محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۲ق.
  • أسد الغابة فی معرفة الصحابة؛ علی بن محمد جزری (عزالدین ابن‌اثیر)، بیروت: دار الفکر، ۱۴۰۹ق.
  • الأصول الستة عشر؛ جمعی از نویسندگان، قم: مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث (سازمان چاپ و نشر)، ۱۴۲۳ق.
  • بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار؛ محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • «بریدة بن الحصیب»؛ پرویز اذکایی، در دانشنامه جهان اسلام (ج۳)، تهران: بنیاد دایرة المعارف اسلامی، ۱۳۷۶ش.
  • تاریخ مدینة دمشق؛ علی بن حسن شافعی (ابن‌عساکر)، تحقیق: علی شیری، بیروت: دارالفکر، ۱۴۱۵ق.
  • تنقیح المقال فی علم الرجال؛ عبدالله مامقانی، قم: مؤسسه آل البیت علیهم السلام، ۱۴۲۳ق.
  • تاریخ الخلفاء؛ عبدالرحمن بن ابی‌بکر سیوطی، تحقیق: ابراهیم صالح، بیروت: دار صادر، ۱۴۱۷ق.
  • التحصین لاسرار ما زاد من أخبار کتاب الیقین؛ سید رضی‌الدین علی بن طاووس حلی، قم: مؤسسة دار الکتاب (الجزائری)، ۱۴۱۳ق.
  • تفسیر المنار (تفسیر القرآن الحکیم)؛ محمد رشید رضا، قاهره: الهیئة المصریة العامة للکتاب، ۱۹۹۰م.
  • تهذیب الکمال فی أسماء الرجال؛ یوسف بن عبدالرحمن مزی، تحقیق: بشار عواد معروف، بیروت: مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۶ق.
  • الثقات؛ محمد بن حبان (ابن‌حبان بستی)، حیدرآباد دکن: دائرة المعارف العثمانیة، ۱۳۹۳ق.
  • الجامع الصغیر فی أحادیث البشیر النذیر؛ عبدالرحمن بن ابی‌بکر سیوطی، بیروت: دار الفکر، ۱۴۲۹ق.
  • چکیده عبقات الانوار حدیث غدیر؛ میرحامد حسین کنتوری هندی، به‌کوشش: محمدرضا شریفی و مرتضی نادری و سید علی میلانی، قم: عطر عترت، ۱۳۹۶ش.
  • چهارده قرن با غدیر (اتمام حجت‌ها، بحث‌های علمی، مناظرات، میراث مکتوب، شعر و ادب، یادگارها و یادبودها)؛ محمدباقر انصاری، قم: انتشارات دلیل ما، ۱۳۷۹ش.
  • حلیة الأولیاء و طبقات الأصفیاء؛ احمد بن عبدالله ابونعیم اصفهانی، تحقیق: کمال یوسف حوت، قاهره: دار أم القری، بی‌تا.
  • خلاصة الاقوال فی معرفة الرجال؛ حسن بن یوسف بن مطهر (علامه حلی)، تحقیق: جواد قیومی اصفهانی، بی‌جا: مؤسسة نشر الفقاهة، بی‌تا.
  • دانشنامه غدیر؛ محمدرضا شریفی، قم: انتشارات دلیل ما، ۱۳۹۸ش.
  • رجال الطوسی؛ محمد بن حسن طوسی، تحقیق: جواد قیومی اصفهانی، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۳۷۳ش.
  • روضة الواعظین و بصیرة المتعظین؛ محمد بن احمد فتال نیشابوری، تحقیق: محمدمهدی خرسان، قم: منشورات الرضی، ۱۳۷۵ش.
  • الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف؛ علی بن موسی بن طاووس (سید بن طاووس)، قم: مطبعة الخیام، ۱۴۰۰ق.
  • سبل الهدی والرشاد، فی سیرة خیر العباد و ذکر فضائله و أعلام نبوته و أفعاله و أحواله فی المبدأ و المعاد؛ محمد بن یوسف صالحی شامی، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود و علی محمد معوض، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۴ق.
  • سلسلة الأحادیث الصحیحة وشیء من فقه‌ها وفوائدها؛ محمد ناصرالدین آلبانی، ریاض: مکتبة المعارف للنشر والتوزیع، ۱۴۱۵ق.
  • الشافی فی الإمامة؛ علی بن حسین (سید مرتضی علم الهدی)، تحقیق: محمدحسین درایتی، مشهد: بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۴۴۱ق.
  • شرح نهج‌البلاغة؛ عبدالحمید بن هبة الله (ابن ابی‌الحدید معتزلی)، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، قم: مکتبة آیة الله العظمی المرعشی النجفی، بی‌تا.
  • صحیح ابن حبان بترتیب ابن بلبان؛ محمد بن حبان بستی، تحقیق: شعیب الأرنؤوط، بیروت: مؤسسة الرسالة، ۱۴۱۴ق.
  • عمدة القاری شرح صحیح البخاری؛ بدر الدین محمود بن احمد عینی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • غدیر در قرآن، قرآن در غدیر؛ محمدباقر انصاری، قم: انتشارات دلیل ما، ۱۳۸۷ش.
  • فتوح البلدان؛ احمد بن یحیی بلاذری، بیروت: دار و مکتبة الهلال، ۱۹۸۸م.
  • فضائل أمیرالمؤمنین علی بن أبی‌طالب علیه السلام؛ احمد بن محمد حنبل، تحقیق: سید عبدالعزیز طباطبایی، قم: دار التفسیر، ۱۴۳۳ق.
  • فضائل الصحابة؛ احمد بن محمد حنبل، تحقیق وصی‌الله بن محمد عباس، قاهره: دار ابن الجوزی، ۱۴۳۰ق.
  • الفوائد الرجالیة؛ محمدمهدی بن مرتضی بحرالعلوم، تهران، منشورات مکتبة الصادق، بی‌تا.
  • قاموس الرجال؛ محمدتقی شوشتری، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۱ق.
  • الکامل فی التاریخ؛ علی بن محمد جزری (ابن اثیر)، بیروت: دار صادر و دار بیروت، ۱۳۸۵ق.
  • الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار؛ عبدالله بن محمد (ابن ابی‌شیبه)، تحقیق: کمال یوسف الحوت، بیروت: دار التاج، ۱۴۰۹ق.
  • کشف الغمة فی معرفة الأئمة؛ علی بن عیسی اربلی، تحقیق: جعفر سبحانی و سید هاشم رسولی محلاتی، تبریز:انتشارات بنی هاشمی، ۱۳۸۱ق.
  • کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال؛ علاءالدین علی بن حسام‌الدین متقی هندی، بیروت: مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۹ق.
  • لقط اللآلی المتناثره فی الاحادیث المتواتره؛ محمد مرتضی حسینی زبیدی، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۹۸۵م.
  • المستدرک علی الصحیحین فی الحدیث؛ محمد بن علی حاکم نیشابوری، تحقیق: مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۱ق.
  • مسند أحمد؛ أحمد بن محمد بن حنبل شیبانی، تحقیق: شعیب الأرنؤوط و عادل مرشد، بیروت: مؤسسة الرسالة، ۱۴۲۱ق.
  • مسند البزار المنشور باسم البحر الزخار؛ احمد بن عمرو بزار، مدینه منوره: مکتبة العلوم و الحکم، ۱۹۸۸–۲۰۰۹م.
  • مقتل الحسین علیه السلام؛ موفق بن احمد بکری مکی حنفی خوارزمی، قم: انتشارات أنوار الهدی، ۱۴۲۳ق.
  • المطالب العالیة بزوائد المسانید الثمانیة؛ احمد بن علی (ابن حجر عسقلانی)، ریاض: دار العاصمة، ۱۴۱۹ق.
  • مناقب آل ابی‌طالب؛ محمد بن علی بن شهرآشوب مازندرانی، تحقیق: محمدحسین آشتیانی و سید هاشم رسولی محلاتی، قم: مؤسسه انتشارات علامه، ۱۳۷۹ق.
  • نزل الابرار بما صح من مناقب اهل البیت الاطهار؛ محمد بن معتمد بدخشانی، تحقیق: محمدهادی امینی، اصفهان: مکتبة الإمام أمیرالمؤمنین علی علیه السلام العامة، ۱۴۰۳ق.
  • نظم المتناثر من الحدیث المتواتر؛ محمد بن جعفر کتانی، مصر: دار الکتب السلفیة للطباعة والنشر، بی‌تا.
  • الیقین باختصاص مولانا علی علیه‌السلام بامرة المؤمنین؛ سید علی بن موسی بن طاووس، تحقیق: محمدباقر انصاری، قم: مؤسسه دار الکتاب الجزائری، ۱۴۱۳ق.