وسعت رحمت و منّت خداوند در خطبه غدیر
وسعت رحمت و منّت خداوند در خطبه غدیر به فراز «قَدْ وَسِعَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَتُهُ وَ مَنَّ عَلَيْهِمْ بِنِعْمَتِهِ» از بخش آغازین خطبه غدیر اشاره دارد. در این عبارت، رحمت خداوند فراگیر و نعمتهای او بر آفریدگان بهعنوان احسان و منّت الهی معرفی شده است.
صورت بدون اعراب این فراز «قد وسع كل شيء رحمته و من عليهم بنعمته» است. برخی شارحان بخش نخست این عبارت را با آیاتی از قرآن درباره فراگیری رحمت الهی مرتبط دانستهاند و بخش دوم را ناظر به نعمتهایی دانستهاند که مخلوقات بدون استحقاق ذاتی و از راه فضل و احسان خداوند دریافت میکنند.[۱]
معنای رحمت
«رحمت» در کاربرد انسانی غالباً با رقت قلب، دلسوزی و تأثر عاطفی همراه است. این ویژگیهای انفعالی درباره خداوند به همان معنای انسانی بهکار نمیروند؛ زیرا خداوند جسم و دارای حالات روانی متغیر نیست.
رحمت الهی از راه آثار آن شناخته میشود؛ از جمله:
- آفرینش و اعطای وجود؛
- روزیرسانی؛
- فراهمکردن امکانات رشد؛
- فرستادن پیامبران؛
- هدایت انسان؛
- پذیرش توبه؛
- آمرزش گناهان؛
- برطرفکردن آسیبها؛
- اعطای پاداش.
بنابراین، رحمت خداوند بهمعنای اراده خیر و رساندن نعمت و کمال به موجودات است، نه دگرگونی عاطفی در ذات خداوند.[۲]
فراگیری رحمت الهی
عبارت خطبه با آیه ۱۵۶ سوره اعراف شباهت مستقیم دارد:
وَ رَحْمَتی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ؛ رحمت من همه چیز را فراگرفته است.
(اعراف:۱۵۶). فراگیری رحمت به این معناست که هیچ موجودی در اصل وجود و کمالاتی که دارد، از رحمت خداوند بیبهره نیست. هر موجود به اندازه ظرفیت و مرتبه وجودی خود از آثار رحمت الهی برخوردار میشود.
دعای فرشتگان برای مؤمنان نیز با همین معنا آغاز میشود:
رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً؛ پروردگارا، رحمت و علم تو همه چیز را فراگرفته است.
(غافر:۷) در این آیه، علم و رحمت خداوند در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. رحمت الهی بر آگاهی کامل او از مخلوقات، نیازها، ظرفیتها و اعمال آنان استوار است.
رحمت عام و رحمت خاص
متکلمان و مفسران برای توضیح مراتب رحمت الهی، از رحمت عام و رحمت خاص سخن گفتهاند.
رحمت عام
رحمت عام، همه مخلوقات را دربر میگیرد. نمونههای آن عبارتاند از:
- اصل آفرینش؛
- ادامه وجود؛
- روزی و امکانات زندگی؛
- قوانین و نظم جهان؛
- استعدادها و تواناییهای طبیعی؛
- فرصت انتخاب و عمل؛
- مهلت برای توبه و اصلاح.
این رحمت تنها به مؤمنان اختصاص ندارد و انسانهای مؤمن و غیرمؤمن و دیگر موجودات از مراتب آن بهرهمند میشوند.
رحمت خاص
رحمت خاص به نعمتهایی گفته میشود که بر اساس حکمت الهی به بندگان خاص تعلق میگیرند؛ از جمله:
- هدایت ویژه؛
- توفیق ایمان و عمل صالح؛
- پذیرش توبه؛
- آمرزش؛
- پاداش اخروی؛
- قرب و رضایت الهی.
ادامه آیه ۱۵۶ سوره اعراف پس از بیان رحمت فراگیر میفرماید:
فَسَأَکْتُبُها لِلَّذینَ یَتَّقُونَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ الَّذینَ هُمْ بِآیاتِنا یُؤْمِنُونَ؛ پس آن را برای کسانی مقرر میکنم که تقوا پیشه میکنند، زکات میپردازند و به آیات ما ایمان میآورند.
(اعراف:۱۵۶). بخش نخست آیه از رحمت فراگیر و بخش دوم از مرتبهای ویژه از رحمت سخن میگوید که با تقوا و ایمان ارتباط دارد.
آیا رحمت شامل همه موجودات است؟
عبارت «رحمت او همه چیز را فراگرفته» به این معنا نیست که خداوند از همه رفتارها رضایت دارد یا همه افراد بدون توجه به اعمالشان به نتیجهای یکسان میرسند. رحمت فراگیر را میتوان چنین توضیح داد:
- هر موجود اصل وجود خود را از خداوند دریافت کرده است؛
- امکانات و استعدادهای موجودات از نعمتهای الهیاند؛
- حتی گناهکاران تا زمانی از روزی، توانایی و فرصت توبه برخوردارند؛
- مجازات نیز بیضابطه و فراتر از عدالت نیست؛
- راه بازگشت تا زمانی که شرایط توبه باقی است، گشوده است.
بنابراین، فراگیری رحمت با تفاوت میان نیکوکار و بدکار یا با مسئولیت انسان تعارض ندارد.
رحمت و عدالت
رحمت الهی بهمعنای تعطیل عدالت نیست. همان خداوندی که رحمتش فراگیر است، اعمال انسانها را بر اساس علم و عدالت ارزیابی میکند. میان رحمت و عدالت چند نسبت قابل تصور است:
- خداوند بیش از استحقاق، پاداش میدهد؛
- گناه را با بیش از اندازه آن مجازات نمیکند؛
- با توبه، بسیاری از گناهان را میآمرزد؛
- به گناهکار فرصت بازگشت میدهد؛
- هیچکس را بدون اتمام حجت و استحقاق مجازات نمیکند.
مجازات عادلانه نیز میتواند در نظام کلی هدایت و تربیت، با حکمت و رحمت هماهنگ باشد. ازاینرو، فراز بعدی خطبه درباره شتابنکردن خداوند در انتقام و عذاب سخن میگوید.
رحمت و اختیار انسان
رحمت خداوند اختیار و مسئولیت انسان را از میان نمیبرد. خداوند راه هدایت، امکان توبه و نعمتهای لازم را فراهم میکند، اما انسان در برابر انتخاب خود مسئول است. رحمت الهی میتواند زمینه هدایت باشد، ولی انسان را به پذیرش هدایت مجبور نمیکند. بهرهمندی از رحمت ویژه به چگونگی استفاده انسان از اختیار و فرصتهای الهی ارتباط دارد.
معنای منّت
«منّت» از ریشه «مَنّ» است. این واژه در کاربردهای عربی میتواند به اعطای نعمتی بزرگ و سنگین اشاره کند؛ نعمتی که ارزش و تأثیر قابل توجهی در زندگی دریافتکننده دارد.[۳] در عبارت: وَ مَنَّ عَلَیْهِمْ بِنِعْمَتِهِ، مقصود آن است که خداوند نعمت بزرگی به آفریدگان عطا کرده و آنان را مشمول احسان خود قرار داده است. «منّت» در این کاربرد صفتی نکوهیده نیست؛ زیرا خداوند مالک حقیقی نعمتها و بخشنده اصل وجود است. یادآوری نعمت از سوی او برای آگاهی و هدایت انسان است، نه برای تحقیر یا آزار بندگان.
تفاوت منّت الهی با منتگذاری انسان
منّت میتواند در دو معنای متفاوت بهکار رود:
| نوع | معنا | حکم |
|---|---|---|
| منّت الهی | اعطای نعمتی بزرگ و یادآوری آن برای هدایت و شکرگزاری | صفت کمال و احسان |
| منتگذاری نکوهیده انسان | یادآوری بخشش برای تحقیر، آزار یا سلطه بر دریافتکننده | رفتاری ناپسند |
قرآن درباره منتگذاری آزاردهنده انسان میفرماید:
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذیٰ؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید، صدقههای خود را با منت و آزار باطل نکنید.
(بقره:۲۶۴) این نوع منتگذاری درباره انسان نکوهیده است؛ زیرا بخشنده انسانی مالک مستقل نعمت نیست و حق تحقیر دریافتکننده را ندارد.
معنای نعمت
«نعمت» به حالت مطلوب، آسایش و خیری گفته میشود که انسان یا موجود دیگر از آن بهرهمند میشود. در این فراز، «نعمت» بهصورت مفرد آمده، اما میتواند اسم جنس باشد و مجموعه نعمتهای الهی را دربر گیرد. قرآن میفرماید:
وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها؛ اگر نعمت خداوند را بشمارید، نمیتوانید آن را بهشمار آورید.
(نحل:۱۸). مفردآمدن «نعمت» در این آیه نیز مجموعه نعمتهای الهی را شامل میشود.
نعمتهای آشکار و پنهان
قرآن از نعمتهای آشکار و پنهان خداوند سخن گفته است:
وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً؛ و نعمتهای آشکار و پنهان خود را بهطور کامل بر شما ارزانی داشت.
(لقمان:۲۰) نعمتهای آشکار میتوانند شامل سلامت، روزی، خانواده و امکانات زندگی باشند. نعمتهای پنهان نیز میتوانند عقل، معرفت، ایمان، امنیت درونی، فرصت هدایت و بسیاری از حمایتهایی را شامل شوند که انسان از آنها آگاه نیست. تقسیم نعمتها به ظاهری و باطنی نسبی است؛ زیرا ممکن است نعمتی برای گروهی آشکار و برای دیگران ناشناخته باشد.
شمارشناپذیری نعمتها
قرآن در آیهای دیگر میفرماید:
وَ آتاکُمْ مِنْ کُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها؛ و از هرچه از او خواستید به شما عطا کرد و اگر نعمت خداوند را بشمارید، نمیتوانید آن را بهشمار آورید.
(ابراهیم:۳۴) مقصود آیه لزوماً آن نیست که هر خواسته فردی انسان به همان صورت تحقق یافته است؛ بلکه خداوند از مجموعه نیازها و درخواستهای صریح و فطری انسان، نعمتهای فراوانی در اختیار او قرار داده است.
بعثت پیامبرصلی الله علیه وآله بهعنوان منّت الهی
قرآن بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را نعمتی بزرگ و منّتی الهی معرفی میکند:
لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنینَ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ؛ بهیقین خداوند بر مؤمنان نعمت بزرگی ارزانی داشت، هنگامی که در میان آنان پیامبری از خودشان برانگیخت تا آیات او را بر آنان بخواند، پاکشان سازد و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد.
(آلعمران:۱۶۴)
اهمیت این نعمت به آثار رسالت بازمیگردد:
- تلاوت آیات الهی؛
- تعلیم کتاب و حکمت؛
- تزکیه انسانها؛
- هدایت از گمراهی؛
- فراهمکردن راه سعادت.
ولایت بهعنوان نعمت الهی
برخی شارحان خطبه غدیر، ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام و هدایت از طریق امامان علیهم السلام را از مصادیق نعمت الهی دانستهاند.[۴] بر اساس این تفسیر، همانگونه که بعثت پیامبرصلی الله علیه وآله نعمتی بزرگ برای هدایت انسان است، تعیین راهنمای الهی پس از پیامبرصلی الله علیه وآله نیز ادامه نظام هدایت و لطف خداوند بهشمار میرود. این ارتباط از موضوع و ساختار کلی خطبه غدیر به دست میآید؛ اما معنای مستقیم عبارت «منّ علیهم بنعمته» عام است و همه نعمتهای ظاهری و باطنی خداوند را شامل میشود. بنابراین، نباید مفهوم فراز را تنها به نعمت ولایت محدود کرد.
نعمت و استحقاق آفریدگان
آفریدگان پیش از آنکه وجود پیدا کنند، حقی نسبت به اصل آفرینش نداشتهاند. ازاینرو، اصل وجود و قابلیتهای نخستین آنان از فضل خداوند است. پس از آفرینش نیز خداوند بر اساس وعده و عدالت خود برای برخی اعمال، حقوق و پاداشهایی مقرر کرده است. بنابراین، دو سطح باید از یکدیگر تفکیک شوند:
- اصل وجود و نعمتهای نخستین، عطای الهی و بدون استحقاق پیشیناند؛
- پس از تکلیف، خداوند بر اساس وعده عادلانه خود با بندگان رفتار میکند.
تأکید بر فضل خداوند نباید به نفی عدالت یا بیمعنابودن مسئولیت و استحقاق پس از عمل منتهی شود.
رحمت در کنار حلم و کرم
این فراز پس از عبارت «کریم، حلیم و ذوأناة» آمده است: کَریمٌ حَلیمٌ ذُو أَناةٍ، قَدْ وَسِعَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَتُهُ، وَ مَنَّ عَلَیْهِمْ بِنِعْمَتِهِ، میان این صفات ارتباط وجود دارد:
- کرم، منشأ بخشندگی و احسان است؛
- حلم، موجب شتابنکردن در مجازات میشود؛
- اَنات، زمینه مهلتدادن را فراهم میکند؛
- رحمت، خیر و نعمت را به مخلوقات میرساند؛
- منّت، بزرگی نعمت عطاشده را نشان میدهد.
این مجموعه، رابطه خداوند با آفریدگان را بر پایه کرم، بردباری، مهلت و رحمت توصیف میکند.
ارتباط با فراز بعدی
پس از بیان رحمت و نعمت خداوند، خطبه میفرماید: لا یَعْجَلُ بِانْتِقامِهِ، وَ لا یُبادِرُ إِلَیْهِمْ بِما اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ، «در انتقام خود شتاب نمیکند و در رساندن عذابی که سزاوار آن شدهاند، عجله نمیورزد.». این ترتیب نشان میدهد که حتی هنگامی که بندگان بر اثر اعمال خود سزاوار مجازات میشوند، خداوند فوراً آنان را کیفر نمیدهد و فرصت بازگشت و اصلاح را باقی میگذارد. بااینحال، مهلتدادن بهمعنای نفی مجازات نیست. رحمت و عدالت هر دو در نظام الهی جای دارند و باید در کنار یکدیگر فهمیده شوند.
ارتباط با خطبه غدیر
موضوع مستقیم این فراز، رحمت و نعمتبخشی خداوند است. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در مقدمه خطبه غدیر، خداوند را دارای رحمتی فراگیر و نعمتهایی شمارشناپذیر معرفی میکند. با توجه به محتوای کلی خطبه، رسالت پیامبرصلی اله علیه وآله، قرآن، هدایت و ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام نیز از نعمتهای بزرگ الهی دانسته میشوند. بااینحال، معنای عبارت عام است و همه نعمتهای خداوند را دربر میگیرد.[۵]
جستارهای وابسته
پانویس
منابع
- شرح خطبه غدیر؛ محمدرضا شریفی، اصفهان: انتشارات نورالحیات، ۱۴۴۶ق.
