دحو الارض در خطبه غدیر
دحو الارض در خطبه غدیر به فراز «دَاحِي الْمَدْحُوَّاتِ» از بخش آغازین خطبه غدیر اشاره دارد که در آن خداوند بهعنوان «گستراننده زمینها» توصیف شده است. «دَحو» در زبان عربی بر گستراندن، بسطدادن و امتداد بخشیدن دلالت دارد و «داحی» اسم فاعل آن است. صورت بدون اعراب این فراز «داحی المدحوات» است.
تعبیر «دحو الارض» در منابع اسلامی علاوه بر معنای لغویِ گستراندن زمین، به روز بیست و پنجم ذیالقعده نیز اطلاق شده است؛ روزی که در برخی روایات، گسترش زمین از ناحیه کعبه به آن نسبت داده شده است.[۱]
معنای دحو
«دَحْو» مصدر فعل «دَحا» است. لغویان برای این واژه معانیای مانند گستردن، بسطدادن، امتدادبخشیدن و آمادهکردن ذکر کردهاند.[۲][یادداشت ۱]
کاربرد «دحو» درباره زمین به این معناست که خداوند زمین را برای استقرار موجودات و بهرهبرداری آنان گستراند و آماده کرد. این آمادهسازی در آیات پس از «دَحاها» با بیرونآوردن آب، رویاندن چراگاهها و استقرار کوهها توضیح داده شده است.
دحو را نباید بدون توضیح، مترادف کامل «خلق» دانست؛ زیرا «خلق» به اصل آفرینش اشاره دارد، درحالیکه «دحو» بیشتر ناظر به گسترانیدن، ساماندادن و آمادهسازی زمین است.
معنای داحی
«داحی» اسم فاعل از فعل «دَحا» و بهمعنای گستراننده است. در عبارت خطبه، این واژه صفت خداوند است: داحِیَ الْمَدْحُوّاتِ یعنی خداوند کسی است که زمینها را گسترانده و برای زندگی و بهرهبرداری موجودات آماده ساخته است. در این تعبیر، گستردن زمین یکی از افعال خداوند معرفی شده است؛ نه آنکه «داحی» لزوماً در شمار نامهای مشهور و مستقل خداوند قرار داشته باشد.
معنای مدحوات
«مدحوات» جمع «مدحوّة» و از همان ریشه «دحو» است. این واژه به چیزهای گستراندهشده اشاره دارد و در سیاق خطبه، مقصود از آن زمینهاست. بنابراین، «داحی المدحوات» را میتوان چنین ترجمه کرد:
- گستراننده زمینها؛
- گستراننده گسترههای زمینی؛
- بسطدهنده و آمادهکننده زمینها.
دحو زمین در قرآن
روشنترین کاربرد قرآنی ریشه «دحو» درباره زمین در سوره نازعات آمده است:
وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحاها؛ و زمین را پس از آن گسترانید.
(نازعات:۳۰)
آیات بعدی چگونگی این آمادهسازی را توضیح میدهند:
أَخْرَجَ مِنْها ماءَها وَ مَرْعاها؛ آب و چراگاهش را از آن بیرون آورد.
(نازعات:۳۱)
وَ الْجِبالَ أَرْساها؛ و کوهها را استوار ساخت.
(نازعات:۳۲)
مَتاعاً لَکُمْ وَ لِأَنْعامِکُمْ؛ تا وسیله بهرهمندی شما و دامهایتان باشد.
(نازعات:۳۳).
از پیوستگی این آیات میتوان دریافت که «دحو» تنها به امتداد ظاهری زمین محدود نیست، بلکه با فراهمشدن آب، گیاه، کوهها و شرایط بهرهبرداری موجودات ارتباط دارد.
دحو و اصل آفرینش زمین
دحو زمین با اصل آفرینش آن یکسان نیست. ممکن است زمین در مرحلهای آفریده شده و سپس برای استقرار و زندگی موجودات سامان یافته باشد. برخی مفسران، آیه «وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحاها» را به گسترانیدن و آمادهسازی زمین پس از آفرینش آسمان تفسیر کردهاند. بر این اساس، «بعد از آن» به مرحله دحو و آمادهسازی مربوط است، نه لزوماً اصل پیدایش ماده زمین.
این تفکیک در هماهنگی میان آیات آفرینش نیز اهمیت دارد؛ زیرا برخی آیات از اصل آفرینش زمین و برخی دیگر از گسترش، استقرار و آمادهشدن آن سخن میگویند.
آیا دحو بهمعنای مسطحبودن زمین است؟
تعبیر «گستردن زمین» ناظر به قابلسکونت و قابلاستفادهبودن سطح زمین برای انسان است و لزوماً درباره شکل هندسی کل کره زمین داوری نمیکند. یک سطح بسیار بزرگ و کروی میتواند از دید ساکنان آن گسترده و هموار به نظر برسد. بنابراین، از واژه «دحو» نمیتوان بهتنهایی مسطحبودن یا کرویبودن زمین را نتیجه گرفت.
همچنین ادعای رایج مبنی بر اینکه «دَحاها» مستقیماً بهمعنای «تخم شترمرغ» است، معنای اصلی و مورد اتفاق این واژه در منابع معتبر لغوی نیست. معنای اصلی آن در این سیاق، گسترانیدن و آمادهکردن زمین است.
گسترش زمین در دیگر آیات
اگرچه واژه «دحو» تنها در آیه ۳۰ سوره نازعات درباره زمین آمده، قرآن در آیات دیگری نیز از گستردن و آمادهسازی زمین سخن گفته است.
گستردن زمین و قراردادن کوهها
وَ هُوَ الَّذی مَدَّ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ فیها رَواسِیَ وَ أَنْهاراً؛ اوست که زمین را گسترد و در آن کوههای استوار و رودها قرار داد.
(رعد:۳) فعل «مَدَّ» در این آیه بر امتداد و گستردگی زمین دلالت دارد و از نظر معنایی به مفهوم دحو نزدیک است.
گسترش زمین و رویاندن گیاهان
وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها وَ أَلْقَیْنا فیها رَواسِیَ وَ أَنْبَتْنا فیها مِنْ کُلِّ شَیْءٍ مَوْزُونٍ؛ زمین را گستردیم و در آن کوههای استوار افکندیم و از هر چیز سنجیدهای در آن رویاندیم.
(حجر:۱۹) این آیه نیز گستردگی زمین را در کنار کوهها و رویش گیاهان بیان میکند؛ موضوعاتی که در آیات دحو زمین نیز دیده میشوند.
آمادهشدن زمین برای زندگی
وَ الْأَرْضَ فَرَشْناها فَنِعْمَ الْماهِدُونَ؛ زمین را گستردیم و چه نیکو گسترانندهایم.
(ذاریات:۴۸) تشبیه زمین به بستری گسترده، به آمادهبودن آن برای سکونت و زندگی اشاره دارد.
دحو الارض در روایات
در فرهنگ اسلامی، «دحوالارض» نام روز بیستوپنجم ذیالقعده نیز هست. در برخی روایات، گستردهشدن زمین از ناحیه کعبه به این روز نسبت داده شده است.
- شیخ صدوق در کتاب ثواب الاعمال از حسن بن علی وشّاء چنین روایت میکند: من -در حالی که نوجوانی بیش نبودم- با پدرم نزد امام رضا علیه السلام در شب بیست و پنجم ماه ذی القعده شام خوردیم. امام علیه السلام فرمودند: روز بیست و پنجم ذی القعده، روز ولادت ابراهیم خلیل علیه السلام و ولادت عیسی بن مریم علیه السلام است و روزی است که زمین از زیر کعبه گسترده شد. هر که در این روز روزه بدارد همچون کسی است که شصت ماه روزه گرفته است.[۳]
- ابوالولید ازرقی، مورخ قرن سوم و چهارم قمری، در کتاب اخبار مکه فصلی به نام «سخن دربارهٔ کعبه شریفه که پیش از آنکه خداوند آسمانها و زمین بیافریند برفراز آب قرار داشت و اخباری که در این مورد آمده است» گشوده و به روایاتی پرداخته که درباره گسترش زمین از کعبه است.[۴]
- أمیرالمؤمنین علیه السلام در یکی از خطبههای خویش به تبعیّت از رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز غدیر این تعبیر را بهکار گرفته است: اللَّهُمَّ دَاحِیَ الْمَدْحُوَّاتِ؛ خداوندا! ای گسترانندهٔ زمینها.[۵]
نسبت دحو الارض با فراز پیشین خطبه
فراز «داحی المدحوات» بلافاصله در کنار تعبیر مربوط به آفرینش آسمانهای برافراشته قرار گرفته است. در این ساختار، خداوند از یک سو بهعنوان آفریننده آسمانهای برافراشته و از سوی دیگر بهعنوان گستراننده زمینها توصیف میشود. این تقارن، دو حوزه آسمان و زمین را در توصیف قدرت آفرینندگی خداوند کنار یکدیگر قرار میدهد و مقدمهای برای ادامه اوصاف الهی در بخش نخست خطبه غدیر است.
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ زمخشری (درگذشت: ۵۳۸ق)، در کتاب اساس البلاغه در معنای «دحو» چنین نوشته است: خداوند زمین را یکپارچه آفرید، سپس آن را «دَحو» نمود؛ یعنی گسترش و امتداد و توسعه داد، همانطوری که نانوا خمیر را میگیرد و آن را میگستراند. همچنین در کتاب النهایة فی غریب الحدیث و الأثر دربارهٔ «مدحوّات» آمده است: مدحوّات یعنی زمینها از مادهٔ یعنی گستراند و توسعه داد.
منابع
- اخبار مکه و ما جاء فیها من الآثار؛ ابوالولید محمد بن عبدالله ازرقی، تحقیق: رشدی الصالح ملحص، بیروت: دار الاندلس، ۱۴۱۶ق.
- أساس البلاغة؛ محمود بن عمر زمخشری، بیروت: المطبعة الإعلامیة، ۱۳۹۹ق.
- ثواب الاعمال و عقاب الاعمال؛ محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، تحقیق: علیاکبر غفاری، تهران: مکتبة الصدوق، بیتا.
- النهایة فی غریب الحدیث و الاثر؛ مبارک بن محمد جزری (ابناثیر)، قم: انتشارات اسماعیلیان، ۱۳۶۷ش.
- نهجالبلاغه، محمد بن حسین شریف رضی، تحقیق: صبحی الصالح، قم: مؤسسه دارالهجره، ۱۴۰۷ق.
